اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

قلمرو خار و رز 1 (بخش دوم:دربار خار و رز)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

249

شابک

9786222191115

نوبت چاپ

1

تاریخ تجدید چاپ

1400-01-22

سال چاپ

1398

وزن

268

کد محصول

93860

قیمت پشت جلد

750000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های آمریکایی،قرن 21م،تصحیح:نازنین نخعی و دیگران،بازبینی:رضا قلندری و دیگران،تص.یرگر:احسان طاهری)

تاریخ ورود محصول: 1399/05/29

قیمت برای شما: 750000ریال

توضیحات

كتاب حاضر بخش دومِ جلد اول مجموعه ي  قلمرو خار و رز است كه توسط سارا. جي. ماس به رشته تحرير درآمده، زهرا هدايتي آن را ترجمه كرده و به چاپ انتشارات باژ رسيده است.

فيراي نوزده ساله كه به جرم كشتن يك گرگ در جنگل، به سرزمين جادويي و خطرناك پريان برده شده است متوجه مي شود كه زندان بانش تملين، يكي از پري هاي ناميرا و مرگبار حاكم بر اين سرزمين و هماني است كه قبلا خوابش را ديده بود؛ پوستي با درخششي طلايي، حلقه اي از آفتاب بر دور سرش و چشماني سبز و نافذ. فيرا كه هيچ وقت حس يك زنداني را در كنار تملين نداشته است، پس از فهميدن ماجراي به خطر افتادن او و دربارش، برخلاف نظر تملين تصميم به ماندن و مقابله با آمارانتاي پليد مي گيرد. مقابله اي كه در صورت شكست منجر به نابودي فيرا، پري و سرزمينش خواهد شد.

گزیده ای از کتاب

آن جا، ميخ شده در ارتفاع روي ديوار غار عظيم، جسد متلاشي زني جوان قرار داشت. جاهايي از پوستش سوخته بود، انگشت هايش در زاويه هاي نابهنجار خم شده بودند و خطوط قرمز زننده اي روي بدن برهنه اش ضربدري بودند. سخت مي توانستم صداي آمارانتا را باوجود غرش درون گوش هايم بشنوم.

آمارانتا با شيطنت گفت: «شايد بايد به حرفش گوش مي كردم وقتي گفت قبلا هيچ وقت تملين را نديده است. يا وقتي اصرار مي كرد كه هيچ وقت پري اي را نكشته است، هيچ وقت يك روز از عمرش هم شكار نكرده است. اگرچه جيغ كشيدنش نشاط آور بود. سال هاست كه چنين موسيقي دوست داشتني اي نشنيده ام.» حرف هاي بعدي اش خطاب به من بود. «بايد از تو ممنون باشم كه نام او را به جاي نام خودت به ريسند دادي.»

كلر بدور.

اين جايي بود كه او را آورده بودند، كاري كه با او كرده بودند بعد از اين كه خانواده اش را زنده زنده در خانه اش سوزانده بودند. اين كاري بود كه من با او كرده بودم، با دادن نامش به ريسند براي حفاظت از خانواده ام.

اعضاي دروني ام در هم پيچيدند؛ تلاشي متمركز مي خواست كه معده ام را روي سنگ ها خالي نكنم.

محصولات مشابه