اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

قلمرو خار و رز 1 (بخش اول:دربار خار و رز)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

246

شابک

9786222191092

نوبت چاپ

1

تاریخ تجدید چاپ

1400-02-04

سال چاپ

1398

وزن

259

کد محصول

93858

قیمت پشت جلد

720000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های آمریکایی،قرن 21م،تصحیح:نازنین نخعی و دیگران،بازبینی:رضا قلندری و دیگران،تص.یرگر:احسان طاهری)

تاریخ ورود محصول: 1399/05/29

قیمت برای شما: 720000ریال

توضیحات

کتاب قلمرو خار و رز: دربار خار و رز (جلد اول بخش اول) نوشته سارا جی. ماس است به ترجمه زهرا هدایتی و چاپ انتشارات باژ.

فیرا دختری است که بیش از نوزده سال سن ندارد، هنگامی که او برای زنده ماندن در برف زمستانی سرد مجبور به شکار در جنگل است بی آن که بداند گرگی را می کشد و این گرگ کشی پای او را به سرزمینی باز می کند که همواره از شنیدن نامش هم وحشت به جانش می افتاد. فیرا زیر نظر یک پری نامیرا و مرگبار قرار می گیرد و همان طور که زمان پیش می رود نظرش نسبت به پری تغییر می کند در حالی که در می یابد خطری بزرگ سرزمین پریان را تهدید می کند، خطری که اگر جلوی آن گرفته نشود و سایه ی شومش سرزمین پریان را فرا بگیرد نه تنها پری بلکه همه دنیای او را برای همیشه نابود می سازد.

گزیده ای از کتاب

پیش از سپیده دم کامل بیدار بودم، اما همچنان به سقف سرمه کاری شده خیره شدم و نور فزاینده را تماشا کردم که از میان پرده ها به داخل می خزید و از نرمی خوش خواب پر لذت بردم. معمولا پیش از اولین نور خورشید از کلبه بیرون می زدم، اما خواهرهایم هر صبح زیر لب سرم غر می زدند که آن قدر زود بیدارشان می کردم. اگر خانه بودم، حالا داشتم وارد جنگل می شدم و یک لحظه هم نور با ارزش آفتاب را هدر نمی دادم و به جیک جیک خواب آلود چند پرنده ی زمستانی گوش می سپردم. در عوض، آن اتاق و آن خانه چیزی فراتر از ساکت بود و آن تخت عظیم الجثه بیگانه و خالی بود. بخش کوچکی از وجودم دلش برای گرمای بدن خواهرهایم تنگ شده بود.

حتما نستا داشت پاهایش را کش و قوس می داد و به فضای اضافی لبخند می زد. احتمالا خشنود بود که من را در شکم یک پری تصور کند، احتمالا از این خبر به عنوان فرصتی استفاده می کرد تا مورد توجه اهالی دهکده قرار بگیرد. شاید سرنوشت من باعث می شد آن ها به خانواده ام کمی صدقه بدهند. یا شاید تملین به شان پول کافی داده بود، یا غذا، یا هرچیزی که فکر می کرد «مراقبت کردن» از آن ها شاملش می شد، تا در زمستان دوام بیاورند. یا شاید اهالی دهکده به خانواده ام پشت می کردند چون نمی خواستند با افرادی که به پریثی ین ربط داشتند معاشرت کنند و آن ها را از شهر بیرون می کردند.

صورتم را در بالش فرو کردم و ملحفه ها را بالاتر کشیدم. اگر تملین واقعا تامین شان کرده بود، اگر آن کمک ها لحظه ای که از دیوار می گذشتم از بین می رفتند، پس احتمالا از بازگشتم آزرده می شدند تا که آن را جشن بگیرند.

 

محصولات مشابه