اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

قرار با ستاره12 (صادق چوبک)

وضعیت: ناموجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

100

شابک

9786227094978

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

121

کد محصول

101275

قیمت پشت جلد

520000


مشخصات تکمیلی :

(سرگذشتنامه نویسندگان ایرانی،قرن 14،صادق چوبک،1295-1377،کوشش:فروغ شایگان،مناسب بالای 14سال)

تاریخ ورود محصول: 1399/12/12

قیمت برای شما: 520000ریال

توضیحات

کتاب قرار با ستاره 12 (صادق چوبک) به همت فروغ شایگان گردآوری شده و از سوی انتشارات گویا به چاپ رسیده است.

اثر پیش رو یک جلد از مجموعه ای است که به شکلی کاربردی، منصفانه و به دور از سیاست زدگی زمینه را برای شناخت بهتر ستاره های ادبیات معاصر کشورمان به ویژه برای نسل جوان تر فراهم آورده است. این جلد از مجموعه ی قرار با ستاره به صادق چوبک اختصاص یافته، نویسنده ای که در کنار صادق هدایت و بزرگ علوی عنوان دار پدر داستان نویسی نوین ایرانی است؛ یک رئالیست تمام عیار که در آثار خود توجهی ویژه به طبقات فرودست داشت و از جهل و خرافه ای که زندگی مردم با آن عجین بود می نوشت. در کتاب حاضر ابتدا با شرح حال جناب صادق همراه می شویم، سپس نمونه ای از آثار او را می شناسیم و در ادامه او را از نگاه دیگران به تماشا می نشینیم.

گزیده ای از کتاب

باید این را بگویم که من مثل همزاد تو هستم. مرگ تو مرگ من است. مرا هم پس از تو خواهند گرفت. اما من پیه همه چیز را به تن خود مالیده ام. اگر من بتوانم گروهی مردم فقیر و بیچاره را از دست تو خلاص کنم، یقین داشته باش روز قیامت جای من تو بهشت خواهد بود.

…حالا من برایت خواهم گفت که حمل جنازه چگونه خواهد بود. زنت، با رخت سوگواری و تور گردی سیاه و چهره بی بزک با چشمان باد کرده و تن خسته و لب های کبود داغمه بسته، دنبال جنازه که رو دوش ها می رود افتان و خیزان به راه می افتد… دوش به دوش زنت، برادرانت و پسرانش که در زندگی چشم دیدن آنها را نداشته ای و سایه شان را به تیر می زدی، راه می روند. موجب تاسف و سرافکندگی و تاثر تو است که اجاقت کور است و بی زاد و رود از این دنیا می روی. اگر بچه می داشتی اجاقت پس از مرگت روشن بود. چه عیبی داشت اگر دو تا پسر بیست، بیست و پنج ساله می داشتی و تابوتت، به عوض غریبه ها، رو دوش آنها کشیده می شد؟ آن وقت مردم می گفتند: به! اجاقش روشن است. دو نره شیر پس انداخته که فردا جایش را می گیرند. اما افسوس که تو منفور طبیعت هم بوده ای و بی عقبه از دنیا می روی و ارثت تماما به زنت و برادران و قوم و خویشهایت می رسد.

و زنت پس از مرگت خیال می کنی چکار می کند؟ هیچ. مدتی رخت سیاه می پوشد. می دانی که زن های جوان، … رخت سیاه را خوش دارند. بهشان می آید.

پشت سر زن و برادرانت و بچه هاشان، بزرگان ملک، کله گنده ها و گردنه گیرها راه می افتند. و سپس معاون و کارمندان بدبخت بی دست و پایت قاتی خلق خدا وول می زنند. بعد دیگر قضیه تمام است. منزلگه بعدی مرده شور خانه است…»

محصولات مشابه