اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

قانون 50 ام (روانشناسی 1036)

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

272

شابک

9786222207472

نوبت چاپ

2

سال چاپ

1401

وزن

305

کد محصول

112374

قیمت پشت جلد

959000


مشخصات تکمیلی :

(فلسفه قدرت،روانشناسی کنترل)

تاریخ ورود محصول: 1401/01/16

قیمت برای شما: 959000ریال

توضیحات

کتاب قانون ۵۰ ام اثری است مشترک از رابرت گرین و کورتیس جیمز جکسون معروف به فیفتی سنت که توسط فاطمه باغستانی به فارسی برگردانده شده و انتشارات نسل نو اندیش آن را منتشر نموده است.

رابرت گرین از نویسندگان و سخنرانان مشهور آمریکایی است که آثارش در زمینه های استراتژی و قدرت شهرت دارند و کتاب های پرفروشی همچون استادی، ۴۸ قانون قدرت ،۳۳ استراتژی جنگ و.. از آثار او هستند. جیمز جکسون  معروف به فیفتی سنت بازیگر و رپر معروف آمریکایی است که بخاطر علاقه به موسیقی دست از قاچاق مواد مخدر کشیده است و تبدیل به یکی از چهره های مشهور موسیقی شده است. کتاب قانون ۵۰ ام حاصل همکاری این دو با یکدیگر است.

این کتاب که در ده فصل نگاشته شده است برگرفته از الگوهای رفتاری، شخصیت، موضوعات و اتفاقاتی خاص از زندگی کورتیس جکسون است که در محله ای فقیر نشین زندگی می کرده و توانسته با فائق آمدن بر ترس و ایجاد تغییر و تحولاتی شجاعانه و شگرف در تفکر و مسیر زندگی اش خود را از منجلاب قاچاق مواد مخدر بیرون بکشد و سرنوشت خود را متحول کند. از پیوند این الگوها با ایده ها و تجربیات جدیدتر و تحقیقاتی که خود رابرت به عمل آورده و ترکیب آن ها با داستان زندگی دیگر افراد بزرگی همچون روبین کارتر، ناپلئون بناپارت، جو لوئیس، فردریک داگلاس که همانند فیفتی سنت بی باک و بدون هراس عمل کرده اند، مطالب کتاب شکل گرفته اند. نقل قول ها و رهنمودهای گوهرباری نیز از بزرگانی همچون داستایفسکی، مالکوم ایکس، ماکیاولی، چارلی پارکر و.. در جای جای کتاب به چشم می خورد. نویسنده امید دارد که با رهایی از ترس ها و نگرانی ها، کنترل طرز فکر و نگرشی نو و جسورانه به زندگی، به هرآنچه میخواهیم با قدرت برسیم.

گزیده ای از کتاب

وقتی پا به این دنیا گذاشتی، تنها دارایی حقیقی ات جسمت، زمانت، انرژی ات، افکار و ایده های منحصر به فردت و استقلالت بود. اما در طول سال ها تمایل یافتی که همهٔ این دارایی ها را از دست بدهی. تو سال های زیادی را با کار کردن برای دیگران سپری کردی. آن ها در این دوران صاحب تو شدند. تو بی آنکه نیاز باشد در بازی و نبردهای بیهودهٔ دیگران درگیر شدی و انرژی و زمانی را از دست دادی که هرگز به سویت باز نگشتند. تو یاد گرفتی کم کم به ایده های خودت اهمیت ندهی، به کارشناسان گوش دهی و با عقاید قراردادی مصالحه کنی و سازگار شوی. تو بی آنکه بفهمی استقلال و هرآنچه را می توانست از تو فردی خلاق بسازد، از دست دادی.

قبل از اینکه کار از کار بگذرد باید مفهوم کلی تصاحب را دوباره ارزیابی کنی. صاحب چیزی بودن ربطی به داشتن پول و عنوان ندارد. تو می توانی پول و عنوان خوبی داشته باشی حتی زمانی که محتاج هدایت و کمک دیگران هستی. اگر به پول و منابع مالی و عنوانت وابسته باشی، درست زمانی که دیگران از تو می برند، زمانی که بحرانی از راه می رسد یا یکی از برنامه هایت به خاطر شتابزدگی درست از آب در نمی آید، همه چیزت را خواهی باخت. تصاحب حقیقی فقط از درون نشئت می گیرد. تصاحب حقیقی از حقیر شمردن هرچیزی که تحرک و فعالیت شما را محدود می کند می آید، هرچیزی که موجب می شود به تصمیم خود شک کنید و اجازه نمی دهد زمان خود را در دنبال کردن مداوم پیشرفت و کسب علم بگذرانید.

فقط از جایگاه این موضع درونی قدرت و اتکابه نفس است که خواهی توانست برای خودت کار کنی و هرگز به عقب بر نگردی.

Array