اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

فینگ هیولای پشمالو (رمان کودک و نوجوان 1)

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

240

شابک

9786005675405

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1398

وزن

242

کد محصول

87998

قیمت پشت جلد

380000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های کودکان انگلیسی،گروه سنی:ج(10تا11سال)،تصویرگر:تونی راس)

تاریخ ورود محصول: 1398/11/20

قیمت برای شما: 380000ریال

توضیحات

کتاب فینگ هیولای پشمالو اثری است از دیوید ویلیامز به ترجمه نوگل رازقی، تصویرگری تونی راس و چاپ انتشارات قاصدک صبا. این کتاب داستانی طنز و آموزنده را از یک خانواده با پدر و مادری آرام و خجالتی و دختری ترسناک و همیشه ناراضی در خود جای داده است. میرتل تقریبا همه چیز دارد اما هیچگاه احساس رضایت نمی کند و همیشه چیزهای بیش تری می خواهد. مثلا این بار او هوس کرده یک فینگ داشته باشد و پدر و مادرش حتی نمی دانند فینگ چیست؟! البته میرتل دست پرورده ی خودشان است و این هیولایی که امروز مقابل شان می بینند نتیجه مهربانی بیش از حدشان با دختری کوچولویی است که اصلا دوست داشتنی نیست. آن ها تمام تلاش خودشان را می کنند تا بفهمند فینگ چیست و چطور می توانند آن را به دست دخترشان برسانند.

گزیده ای از کتاب

اواسط روز بعد، آقای میک برای پیدا کردن فینگ عازم سفر شد.

او با ظاهری متفاوت جلوی در ایستاده بود و با تغییراتی که در سر و لباسش ایجاد کرده بود، از قالب مسئول کتابخانه خارج شده و به شکل یک ماجراجوی واقعی درآمده بود. البته تغییرات که چه عرض کنم! بهتره زیاد مته به خشخاش نگذاریم. فقط تا این حد بدانید که پایین شلوارش را با کش محکم بسته بود تا پاچه های شلوارش به بوته های جنگل گیر نکند. همین! وگرنه بقیه ی لباس ها همان هایی بودند که همیشه می پوشید.

بیجاره از شدت اضطراب رنگ به رو نداشت و در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، به همسرش نگاه می کرد. خانم و آقای میک از زمان ازدواجشان تا حالا، حتی یک شب هم از یکدیگر جدا نشده بودند.

خانم میک التماس کنان گفت: “لطفا، لطفا، مراقب خودت باش، عزیزم.”

آقای میک که ذاتا آدم ترسویی بود، سعی کرد جلوی همسرش خودش را قوی نشان دهد. او صاف ایستاد و گفت: “نگران نباش، هر طور شده فینگ رو با خودم میارم. مگه اتفاقی بدتر از اینم وجود داره؟”

میرتل از پنجره ی طبقه ی بالا فریاد زد: “مواظب باش نخوردت!”

آقای میک بالا را نگاه کرد و رو به میرتل با صدای بلند، گفت: “ممنون از اینکه نگران پدرت هستی، فرشته مهربون من!”

سپس لبخند محوی به همسرش زد و گفت: “قول می دم تمام سعی ام رو بکنم.”

خانم میک با التماس گفت: “قول!”

آقای میک سرش را تکان داد و گفت: “قول!”

بعد چمدانش را برداشت، نفس عمیقی کشید و راهی جاده شد.

هیچ نظری ارسال نشده است

شما می توانید اولین کسی باشید که نظر می دهید

ارزش خرید به نسبت قیمت : کیفیت تولید : ارزش محتوا :
0
0
0

شما هم می توانید در مورد این کالا نظر دهید.

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نقد یا نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
نظر خود را بنویسید

محصولات مشابه