اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

فاصله تنها یک نفس

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

387

شابک

9786007368930

نوبت چاپ

1

تاریخ تجدید چاپ

1400-06-30

سال چاپ

1399

وزن

366

کد محصول

90993

قیمت پشت جلد

860000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فارسی،قرن 14)

تاریخ ورود محصول: 1399/03/17

قیمت برای شما: 860000ریال

توضیحات

کتاب فاصله تنها یک نفس اثری است از مریم دلیر به چاپ انتشارات شادان. این کتاب روایتگر ماجرای دختری بیست و پنج ساله است که با وجود سن کمش دو مهر طلاق در شناسنامه اش به ثبت رسیده و فرزندی را از دست داده است. او که ساغر نام دارد، در ازدواج اولش اسیر مردی معتاد شده و در ازدواج دومش پای در زندگی مردی زن دار گذاشته است؛ ساغر با زندگی هووی خود کاری را کرده که شهین با مادرش! با این وجود وقتی فرزندش را از دست داده، کامران را بوسیده و کنار گذاشته تا تاوانی سنگین تر به خاطر خیانتی که به افسانه کرده گریبانش را نگیرد. حالا چهار سال از زمان با کامران بودن می گذرد و بعد از چهار سال دوری او را می بیند، او را که هنوز عاشقانه دوستش دارد و قلبش برایش می تپد اما بنابه قراری که با خود گذاشته باید بگریزد، بگریزد تا غاصب زندگی دیگران نباشد! چطور می شود که در این شهر درندشت، کامران و ساغر درست در یک زمان مشخص در مکانی یکسان قرار بگیرند؟!

گزیده ای از کتاب

مانند یک کودک وحشت زده که با دلداری مادرش آرام گرفته باشد، دستم را گرفت و بلند شد. نمی توانستم ضعیف باشم. او به من تکیه کرده بود. چندین سال بود که جایمان با هم عوض شده بود. مادر طفلک من. نگاهم به رد لاستیک ماشین خوشرنگ و لعاب افسانه خیره ماند. جمله آخرش دور سرم می چرخید: حتی حالا که کنارم نیست.

مگر کامران کنارش نبود! مسافرت! همان مسافرت هایی که لیلا گفته بود و او را وادار می کرد هر از گاهی در مهد به سراغ بچه اش بیاید! چقدر همه چیز در عین سادگی، پیچیده بود! مسلما افسانه می دانست که دیدار من و کامران اتفاقی بوده است. پس از چه می ترسید؟ چه چیز او را این همه آشفته کرده بود؟

حتی از فکر کردن به این زن خودخواه و متکبر هم حالم بد می شد. با آنکه اشتباهم را برای همسر دوم شدن قبول داشتم، اما این باعث نمی شد که چشمم را به روی خودخواهی های او ببندم. او در زندگی اش آموخته بود که همه چیز مال اوست، حتی اگر آن چیز را نخواهد. اما دیگران هم حق ندارد بخواهند. فکر می کرد دنیا برای او آفریده شده است. برای هیچ کس دیگر، هیچ حقی قائل نبود.

محصولات مشابه