اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

غرش طوفان (4جلدی)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

وزیری

نوع جلد

زرکوب

تعداد صفحات

2900

شابک

9786222672522

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1401

وزن

4742

کد محصول

114092

قیمت پشت جلد

11500000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فرانسه،قرن 19،دوره 7جلدی در 4جلد)

تاریخ ورود محصول: 1401/03/24

قیمت برای شما: 11500000ریال

توضیحات

کتاب غرش طوفان، 4 جلدی، اثر الکساندر دوما است با ترجمه ی ذبیح الله منصوری و چاپ انتشارات نگاه.

مجموعه ی 4 جلدی حاضر، ادامه ی رمان ژوزف بالساموا و شرح تاریخ فلسفه در زمان لوئی شانزدهم است. ذبیح الله منصوری با قلمی بسیار شیوا و گویا این اثر را که یکی از شاهکارهای رمان نویس فرانسه است و تاریخ انقلاب و وقایع فرانسه را به بهترین شکل به تصویر می کشد، ترجمه کرده است. دوما در ابتدا بی کفایتی سلطنت لوئی شانزدهم را نشان می دهد و سپس به بیان وضع بد اقتصادی و اجتماعی مردم می پردازد. او دوران انقلاب کبیر فرانسه، انتقال قدرت از خاندانی به خاندان دیگر و تمام جزئیات آن را در قالب داستان ها و روایت های جذاب به رشته ی تحریر درآورده است. خواننده با مطالعه ی کتاب با چگونگی پیروزی انقلاب فرانسه و روزگار پادشاه و اطرافیانش آشنا می شود.

گزیده ای از کتاب

پیتو منتظر نبود که به درد کسی مانند دکتر رینال بخورد و لذا وقتی دید که دکتر از او کمک خواست، حیرت کرد، اما پس از اینکه از زبان دکتر شنید، کمکی که وی باید برای بهبود مریض بکند، بیشتر کمک معنوی است، حیرت او زیادتر گردید، در واقع دکتر رینال، ضمن هذیان کاترین، متوجه شده بود که دختر جوان، دو نام را زیادتر تکرار می کند که یکی نام ایزیدور و دیگری نام پیتو می باشد، زیرا وقتی کاترین در شب موصوف، چشم برهم گذاشت، ایزیدور را دیده بود و وقتی چشم گشود، پیتو را دید. لذا عجیب نبود که این دو نام را در هذیان، زیادتر تلفظ نماید.

دکتر رینال، مانند بعضی از اطبای کارکرده و با سابقه، به رموز روانشناسی وقوف داشت و نیروی تدقیق و تحلیل او کمتر از دکتر رینال دیگر، نویسنده معروف که کتابی به عنوان «تاریخ فلسفی در هندوستان» نوشته است، نبود. او وقتی دید که کاترین این دو نام را تکرار می کند و لحن گفته او هنگام تلفظ این دو نام، با یکدیگر فرق دارد، بدون اینکه لحن خصومت از هیچ یک از آنها استنباط گردد؛ بلکه برعکس، هر دو اسم با لحنی مساعد، منتها به تفاوت ادا می شود، فهمید که یکی از این دو نام، یعنی ایزیدور نام عاشق کاترین و دیگری نام دوست اوست. لذا فکر کرد، هرگاه پیتو را وارد اتاق کاترین کند که دختر جوان بتواند راجع به عاشق خود با دوست خویش صحبت نماید، معالجه او تسریع خواهد شد.

دکتر بدون اینکه علم غیب داشته باشد، با یک استدلال ساده فهمیده بود که کاترین، ایزیدور دوشارنی را دوست می دارد و عزیمت ناگهانی ایزیدور، سبب بیماری او شده است، چون در آن حدود، همه می دانستند که جورج دو شارنی، در شب پنجم و ششم اکتبر، در ورسای به قتل رسید و نیز همه می دانستند که دو روز بعد، برادرش ایزیدور، به طرف پاریس حرکت کرد.

محصولات مشابه