اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

عطر یوسف… شمیم یاس…

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

787

شابک

9786227555585

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1401

وزن

757

کد محصول

114098

قیمت پشت جلد

2000000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فارسی،قرن 14)

تاریخ ورود محصول: 1401/03/25

قیمت برای شما: 2000000ریال

توضیحات

کتاب عطر یوسف… شمیم یاس…، اثر نشمیل قربانی است به چاپ انتشارات آئی سا.

کتاب حاضر که به قلم نشمیل قربانی به رشته ی تحریر درآمده است، داستانی زیبا و خواندنی را روایت می کند. شخصیت اصلی داستان دختری به نام یاسمین است. پدرش، او، مادر و برادرش را رها کرده است تا به ازدواج مجدد بپردازد. یاسمین پدرش را مقصر تمام اتفاقات و خاطرات بد می داند، از این رو تصمیم دارد به کاری اشتباه دست بزند تا باعث عذاب وجدان او شود. اما با پیدا شدن سر و کله ی پسری به نام «احد» و مطلع شدن از علاقه ای که یاسمین نسبت به او داشته و همیشه تلاش می کرده آن را پنهان کند، همه چیز به هم می ریزد و عشق قدیمی دوباره شکوفا می شود.

گزیده ای از کتاب

اسپری را سریع به طرفش می گیرم. حین سرفه کردن با چشم هایی که مهربانی را فریاد می زنند نگاهم می کند. در چشمانش حل می شوم. اسپری را به سمت دهانش می برم، دست بر بالای آن گرفته و دست دیگرش را بند آستین مانتویم می کند. و چشم های مان درهم می پیچند. یک پاف می زنم. نفس عمیق می کشد. باز هم پافی دیگر و باز هم یک نفس عمیق دیگر. پلک می بندد و پیشانی بر پشت دستم می ساید.

-نوجوونیم رو دادم. ریه هام رو دادم. دید چشمام رو دادم. اما تو رو از دست نمی دم یاسمین. این بار می خوام خودخواهی کنم. می دونم دلت با منه. من اون دفتر رو خوندم.

حس نابود شدن قرار نیست همیشه در پس اتفاقی خاص و نایاب به آدم القا شود. من همین الان با حرف احد نابود شدم، این که می دانم رازهایم دیگر راز نیست که سه نفر دیگر و شاید هم چندین نفر در آن ها با من سهیم هستند، برای من خود خود نابودی ست. حس می کنم به عشقم خیانت شده. قرار نبود احد بداند. قرار نبود او تمام آشفتگی های مرا خط به خط در باورش بگنجاند. او با توجه به دانسته هایش قدم پیش گذاشته. می داند عاشقش هستم. می داند رویای شب های من است. می داند در این سال ها نتوانستم کسی را جایگزینش کنم. او می داند هیچ مردی برایم او نشد. می داند حساب او و حمیرا را گاهی از هم جدا می کنم. او می داند و جلو آمده. پوزخندی می زنم. چه قدر باید نادان باشم که حرف هایش را به پای عشق بگذارم. او فقط آن دفتر را خوانده و می داند هیچ گاه نمی تواند کسی مانند مرا بیابد که با تمام سرسختی اش باز هم به پای عشقش بماند.

راست می گوید که خودخواه است. او به دنبال یک زندگی آرام است و همسری که با تمام مشقت های روزگار اندکی از عشقش کاسته نشود و چه کسی بهتر از من؟

محصولات مشابه