اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

عاشق ترین مادر دنیا

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

312

شابک

9786226329996

نوبت چاپ

4

تاریخ تجدید چاپ

1400-04-02

سال چاپ

1400

وزن

297

کد محصول

94038

قیمت پشت جلد

1000000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فارسی،قرن 14،براساس سرگذشت واقعی ملیکا کانطوری)

تاریخ ورود محصول: 1399/06/03

قیمت برای شما: 1000000ریال

توضیحات

کتاب عاشق ترین مادر دنیا بر اساس سرگذشت واقعی ملیکا کانطوری به قلم زهرا جلالی نگارش شده و از سوی انتشارات یوپا به چاپ رسیده است.

این کتاب روایتگر داستانی واقعی از زندگی دختری فرشته خو و همیشه امیدوار به نام ملیکا است؛ ماجرایی که از پیش از به دنیا آمدن او آغاز می شود و ادامه می یابد تا جایی که ملیکا به بیماری سختی دچار می شود و زندگی آرام و شادشان دستخوش تغییراتی ناگوار می گردد. دختر اما حتی در سخت ترین لحظات زندگی اش دست از امید و مهربانی نمی شوید و صبر و مقاومتش آن چنان بالاس که وجودش غم از دل اطرافیانش می زداید. هر چند در نهایت او مرگ را آغوش می گیرد ولی در مدت کمی که فرصت داشته چنان زندگی می کند که یاد و خاطره اش هم چون فرشته ای در ذهن اطرافیانش ثبت می شود.

گزیده ای از کتاب

روز تولد من فرارسید؛ نگاهم رفت سمت ملیکا گفت: صبحت بخیر مامان قشنگم!!! گفتم صبح تو هم بخیر دختر نازنین من! مامان ببین با اینکه زمستونه اما من امروز انگار دارم بهترین روزهای بهار رو سپری می کنم! اره ملیکا منم حس می کنم امروز خوشحال تر از همیشه ایی؟ اره دورت بگردم امروز از صبح که بیدار شدم خیلی خوشحالم خوب پس قطعا امروز روز خوبیه همه چیز زیباتر از همیشه است مامان؟ اصلا با خودت فکر کردی که امروز چرا انقدر خوشحالم؟ خوب دلیل خاصی نباید داشته باشه تو همیشه باید باشی و برامون بخندی و خوشحال باشی ملیکا با ذوق بیشتری خندید و اومد سمتم دست هاشو دور گردن من حلقه کرد و با عشق مرا بوسید و تمام روح و تن من رو مملو از عشق بیکرانش کرد و گفت امروز روز خیلی قشنگیه تولد بهترین فرشته ی زندگی منه… مامان جونم، همه چیزم تولدت مبارک مامان قشنگم خدا رو شکر که کنارتم و میتونم این روز رو بهت تبریک بگم عزیز دلم مامانی دورت بگردم من، دورت بگررردم! مامان امروز روز بینظیریه من که همیشه روز تولدت حس و حال عجیبی دارم بلافاصله می دونستم چی تو ذهن ملیکا میگذره بهش گفتم ملیکا یوقت برنامه نچینیاا: بلافاصله گوشی ملیکا به صدا در آمد گوشی اش را برداشت و با لبخندی وارد اتاقش شد سمیه با او تماس گرفته بود…

محصولات مشابه