اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

شنا در فنجان (مجموعه داستان کوتاه،داستان ایرانی145)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

232

شابک

9786226459754

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1398

وزن

207

کد محصول

97305

قیمت پشت جلد

370000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های کوتاه فارسی،قرن 14)

تاریخ ورود محصول: 1399/08/24

قیمت برای شما: 370000ریال

توضیحات

کتاب شنا در فنجان حاوی مجموعه ای از داستان های کوتاه است به قلم ایرج افشاری اصل و چاپ انتشارات نودا.

محتوای کتاب پیش رو از سال ها یادداشت برداری و قلم به دست گرفتن نویسنده حاصل شده و در آن می توان روایت هایی کوتاه و بسیار کوتاه را پیرامون موضوعات و اتفاقات گوناگون از نظر گذراند؛ شاید برخی از داستان هایی که در کتاب حاضر جای گرفته اند پیشینه ای طولانی داشته باشند و زمان خلق شان به قلم نویسنده به دهه شصت شمسی باز گردد، با این حال همه آن چه در این اثر گردآوری شده با بازبینی و بازنویسی مجدد ایرج افشاری اصل همراه بوده و تغییرات و اصلاحات لازم روی آن صورت گرفته است.

گزیده ای از کتاب

زری خانم بچه ای ندارد، اما در عوض تا دلتان بخواهد گربه دارد. ملوس، پشمک، برفی، طلا، نازی و… اسم هایی بودند که زری خانم روی گربه هایش گذاشته بود. از بین همه ی این گربه ها نازی را بیشتر از همه دوست داشت. و همسایه ها از دست خرابکاری های نازی جانشان به لبشان رسیده بود. نازی عاشق گوشت بود. از هر نوعش. گوشت قرمز، مرغ، جگر، ماهی، سوسیس و…

نازی علاوه بر اینکه گوشت ها را از خانه و آشپزخانه ی همسایه ها کش می رفت، چندین بار حتی در کوچه از دست همسایه ها چنگ زده و با خودش برده بود. همسایه ها از دست نازی به زری خانم شکایت می کردند که زری خانم در جواب می گفت که مال خودتونو سفت بچسبین و همسایه رو دزد نکنین. زری خانم گوشش به شکایت ها و نارضایتی های همسایه ها بدهکار نبود و حتی از برخی از آن ها شاکی بود که آن ها باعث شده اند اخلاق نازی بد بشود.

رحیم مرغی، مرغ فروش محل بیشتر از همه شاکی بود و کلی از ران و بال و سینه ی مرغ هایش را نازی خورده بود. رحیم مرغی دست به هر کاری زد تا معضل و مشکل نازی را حل کند، نشد که نشد. حتی یک روز رفت کلانتری و از زری خانم شکایت کرد که با تهدیدات زری خانم مبنی بر این که اگر شکایتش را پس نگیرد تمام گربه های شهر را بسیج خواهد کرد و در یک چشم به هم زدن، نه تنها مرغ و خروس های مغازه اش که خودش را هم تیکه تیکه خواهد کرد. رحیم مرغی از ترسش شکایتش را پس گرفت، چون می دانست که زری خانم حرفش را عملی می کند…

محصولات مشابه