اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

شناسنامه ی اسفندیار منفردزاده 1 (از آغاز تا قیصر)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

344

شابک

9786222672188

نوبت چاپ

2

سال چاپ

1401

وزن

435

کد محصول

112695

قیمت پشت جلد

1500000


مشخصات تکمیلی :

(سرگذشتنامه موسیقیدانان ایرانی،آهنگسازان ایرانی،قرن 14،کوشش:حسین عصاران،مقدمه:مسعود کیمیایی و گفته های:فرامرز قریبیان و دیگران)

تاریخ ورود محصول: 1401/02/04

قیمت برای شما: 1500000ریال

توضیحات

کتاب شناسنامه ی اسفندیار منفردزاده 1، از آغاز تا قیصر، اثر حسین عصاران است به چاپ انتشارات نگاه.

اسفندیار منفردزاده؛ موسیقی دان، آهنگساز و تنظیم کننده ایرانی است. دوران همکاری او با مسعود کیمیایی و… به عنوان سازنده موسیقی فیلم، درخشان ترین دوران کاری او به حساب می آید. کتاب حاضر جلد نخست از مجموعه ی سه جلدی شناسنامه ی اسفندیار منفردزاده است که با بهره گیری از گفت و گوهای اسفندیار با ناصر زراعتی، هانی ظهیری و حسین عصاران به نگارش درآمده است. شرح و حال دوران زندگی و شناسنامه هنرمندی ایشان در کنار کارنامه ی درخشانشان در سه جلد گردآوری شده است که جلد حاضر از کودکی تا اتمام ساخت موسیقی (قیصر) و ایستادن روی پله های هواپیمای (تهران- مونیخ) در پاییز 1348 را شامل می شود.

گزیده ای از کتاب

نخستین سهم منفردزاده از محله، دبستانی بود که تجربه ای کمابیش متفاوت با دیگر هم سن و سالان، پیش رویش گذاشت.

 

اسفندیار منفردزاده:

در همان محله ی خودمان یک دبستان دخترانه ی ملی به نام «اکرمیه» بود که چون مدیر آن، خانم جیرسرایی، می خواست پسرش، علی جیرسرایی، در همین مدرسه درس بخواند، چهار پنج پسر دیگر را هم در آن مدرسه ی دخترانه ثبت نام کرد. درس های خیاطی و این نوع مهارت های دخترانه، مثل خیاطی و کوک زدن و پس دوزی هم جزء درس هایمان بود که همان جا این مهارت ها را یاد گرفتم. در هر حال به همراه این چند هم کلاسی پسر، تا آخر سال پنجم دبستان آن جا بودم. کلاس ششم را هم آن جا شروع کردیم، اما همان اوایل کلاس ششم خانم جیرسرایی ما را به خاطر کنجکاوی های معمول درباره ی جنس مخالف از مدرسه اخراج کرد و دسته جمعی به دبستان «تدین» در میدان «شاه» فرستاد. آن جا بود که اولین نشانه های درک جذابیت های جنس مخالف در من نمایان شد. در همان سن و سال ده یازده سالگی هم بود که یواش یواش به کوچه آمدم و به اصطلاح «بچه ی خیابون» شدم…

دوستی های من هم از همان ده یازده سالگی، اول با کیمیایی و حسین زندی شکل گرفت و بعد هم با دیگر دوستان. در خانه ی ما روبه روی کوچه ی بن بست نسبتا پهنی باز می شد که خانه ی مسعود آنجا بود. مسعود و فرامرز از قبل با هم آشنا بودند؛ بعد فرامرز هم به کوچه ی «دردار» آمد و با هم آشنا و دوست شدیم. فرامرز همیشه آدم کم حرفی بود، در ظاهر خونسرد، و از درون، پرتلاطم. شاید از نگاه من این بهترین توصیف برای فرامرز باشد. عشق به بازیگری در سینما از همان زمان در وجودش بود، اما آن انرژی را که من و مسعود برای شروع کار در سینما می گذاشتیم…

محصولات مشابه