اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

شناخت درمانی روان شناسی افسردگی (فنون و شناخت شخصیت و تغییر آن)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

448

شابک

9789649026152

نوبت چاپ

30

تاریخ تجدید چاپ

1400-02-21

سال چاپ

1399

وزن

495

کد محصول

7978

قیمت پشت جلد

700000

تاریخ ورود محصول: 1400/02/20

قیمت برای شما: 700000ریال

توضیحات

کتاب شناخت درمانی روان شناسی افسردگی: اثر دیوید برنز است با ترجمه ی مهدی قراچه داغی و چاپ انتشارات دایره.

به دلیل اهمیت و ارزش مقوله ی افسردگی و تبعات ناشی از آن که در جوامع امروزی شایع می باشد، کتاب حاضر در قامت اثری موثر و کارساز از جنبه ی روانی، اجتماعی، فرهنگی، جامعه شناسی، فلسفه و منطق در زمینه افسردگی به نگارش درآمده است. این اثر با آموزش های شناخت درمانی و ارائه شیوه ها و راهکارهای علمی و تازه کمک می کند، تا بتوان با اندیشیدن درست و رفتار و برخوردی شایسته، از مشکلات روانی و اجتماعی کاست و به تکامل اجتماعی نزدیک تر شد. مولف در این کتاب تمام مشکلات روانی را نتیجه جهان بینی منفی و غیر طبیعی انسان می داند.

گزیده ای از کتاب

غلبه بر احساس بی ارزشی

 

شاید بگویید «حرف شما را درباره بعضی ها، که آدمهای ذاتا برنده ای هستند قبول می کنم؛ اما وضع من فرق می کند. از قرار شما پزشکهای مشهور و بازرگانان موفقی را درمان  کرده اید. در مورد آنان بله حق با شماست. می توان گفت طرز تلقی شان بی معنی است؛ اما درباره من اشتباه می کنید. من هیچ کسی نیستم. سایرین هم مشهور و هم آدمهای موفقی هستند؛ اما از من چه کاری ساخته است؟ هیچ کار، باور کنید که من آدم بی ارزشی هستم؛  هر چه هم که بگویید منطقی فکر کن فایده ای نمی کند. نمی توانم خودم را فریب بدهم. من و شما خوب می دانیم که این حرفها فایده ای ندارد.» پیش از آنکه نظرم را بگویم؛ اجازه بدهید به چند روش مرسوم روان پزشکان که به اعتقاد من کمک چندانی به از بین بردن احساس بی ارزشی نمی کند اشاره کنم.

برخی از روان شناسان به استناد این باور اشتباه که، بیماری که خود را آدم بی ارزشی می اندیشد حتما بی ارزش هم هست، می گذارند تا احساسات بی کفایتی و ناشایستگی بر جو جلسات درمان حاکم شود. البته شکی نیست که بازگو کردن این قبیل احساسات گاه، و البته نه همیشه موقتا حال بیمار را بهتر می کند. ما اشکال اینجاست وقتی روان شناس سکوت می کند و نظرش را نمی گوید، بیمار سکوت او را به حساب تایید نظرهایش می گذارد؛ و با این حساب احساس ناشایستگی اش از آنچه هست بیشتر می شود.

گاه سکوت روان پزشک بر شدت نگرانی بیمار می افزاید. وقتی روان پزشک موضع انفعالی می گیرد و در راهنمایی خست می کند، افسردگی بیمار را بیشتر می کند و بر شدت اضطراب او می افزاید و حتی وقتی با گشودن عقده ها و ابراز احساسات درونی حال بیمار بهتر می شود، از آن رو که برداشت تازه ای از خود و از زندگی اش پیدا نکرده، بهبودش موقتی خواهد بود. مادام که طرز تلقی خود را تغییر ندهید؛ مادام که در انگاره های رفتاری خود تجدیدنظر نکنید؛ امکان افسردگی مجدد وجود خواهد داشت.

محصولات مشابه