اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

سیلوانا

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

120

شابک

9786222850272

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

144

کد محصول

102612

قیمت پشت جلد

220000


مشخصات تکمیلی :

(خاطرات مصیب معصومیان،1347،خاطرات تاریخ جنگ داخلی سوریه،2011م)

تاریخ ورود محصول: 1400/02/11

قیمت برای شما: 220000ریال

توضیحات

کتاب سیلوانا: اثر مصیب معصومیان است به چاپ انتشارات شهید کاظمی.

کتاب حاضر راوی خاطرات نویسنده از حضور او در ماموریتی در منطقه ی غرب شهرستان ارومیه به نام سیلوانا و حاکی از تلاش های مردان جهادی لشکر عملیاتی 25 کربلای مازندران است، که با  حضور و مجاهدت های شجاعانه شان، در منطقه ی عملیاتی سیلوانا و کوه های آن، باعث امنیت پایدار و دفاع از مرزهای این منطقه شدند. انتهای کتاب  به شهادت دو تن از بزرگ مردان (میثم علیخانی، عارف نوریان) اختصاص داده شده است.

گزیده ای از کتاب

وقت اذان ظهر است، صدای قرآن در قله می پیچد. آماده شدیم برای نماز ظهر و عصر. به جماعت خواندیم و حوالی ساعت 14:30 به اتفاق آقای حسنعلی زاده و احسان نیا با ماشین حرکت کردیم به سمت قله «هلانه». ناهار امروز بچه های پایگاه را ما می بریم. غذاها در ظروف یک بار مصرف آماده است. آشپز قله ما واقعا کارش عالی است. دست پخت فوق العاده ای دارد.

رفتن به بالای قله هلانه دردسرهای خودش را دارد. شیب تند کوه خطر رفتن را چند برابر می کند. به غیر از ناهار، دبه های آب را هم پر کرده بودیم و داشتیم می بردیم، اما یکهو ظرف های آب جا به جا شدند و افتادند روی ظرف های یک بار مصرف غذا… هم آب را از دست دادیم هم بیشتر غذاها را! جلوتر ماشین ایستاد. ظرف های سالم غذا را جابجا کردیم و جای دبه های آب را بطری محکم کردیم که دوباره برنگردند.

بچه های گردان مسلم بالای قله مستقرند. اسم گردان مسلم که به میان می آید، ناگهان می روم به سال های جنگ، به همان روزها که در قالب بسیج اعزام شده بودم و در عملیات کربلای 1 همراه گردان مسلم عمل کردیم. بعد از دفاع مقدس هم چند سالی را در این گردان خدمت کرده بودم.

بالاخره با همه این فکرها و گیرودارها رسیدیم به بالای قله هلانه. تا به حال چنین قله ای ندیده بودم. هم مسیر صعب العبور دارد، هم شرایط سختی در آن بالا حکم فرماست. نیروها تمام 24 ساعت را دارند نگهبانی می دهند. محل حمام و توالت فاصله ی زیادی از نیروها دارد. حداقل پنجاه متر را باید با  شیب تند بروی بالا و بعد برگردی پایین. در حالت عادی یا باید قید توالت و حمام را بزنی یا نوشیدنی کم بنوشی. از سربازها پرسیدم همیشه برای طهارت پایین می آیند؟ آن ها هم سر تکان دادند و با ناراحتی تایید کردند.

از پاسدارهای پایگاه هلانه فقط یک نفرشان را می شناختم، برادر عبدالله تقوی که من به شوخی او را عبدالله پلنگ  صدا می زنم.

محصولات مشابه