اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

سه گانه ی فونکه 3 (سیاه مرگ)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

804

شابک

9782000930808

نوبت چاپ

2

سال چاپ

1400

وزن

761

کد محصول

105562

قیمت پشت جلد

1450000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های آلمانی،قرن 20م،تصویرگر:کورنلیا فونکه)

تاریخ ورود محصول: 1400/05/06

قیمت برای شما: 1450000ریال

توضیحات

کتاب سیاه مرگ: سه گانه ی فونکه 3، اثر کورنلیا فونکه است با ترجمه ی کتایون سلطانی و چاپ انتشارات افق.

کتاب پیش رو داستانی هیجان انگیز با شخصیت های فراوان است. شخصیت اصلی داستان «مو»  است که هدفش شکست مارکله «حاکم ستمگر»  که عمری جاویدان پیدا کرده است، می باشد، تا او را نابود سازد و فساد و تباهی را از میان بردارد. تمام شخصیت های داستان در جستجوی کتابی قدیمی هستند ،که عمر ابدی به مارکله بخشیده است. تا کلمه های ارفئوس همچون جادویی بتواند او را از بین ببرد و چنین آدم قدرتمندی را حقیر سازند. کلمه هایی  که قدرتشان حتی می تواند دنیا را به شکلی نو خلق کند.

گزیده ای از کتاب

ارفئوس، در حالی که شاد و سرحال در اتاق پایین و بالا می رفت، جوری که انگار دیگر گزگز کلمه هایی را که دنبال شان بود، حتی توی انگشت های پاهایش هم احساس می کرد، توی دلش گفت: و آخرین سرودش را خودم خواهم نوشت!

آهای مردم، به قصه ی بسیار شگفت انگیز بلوط خورک گوش کنید، بلوط خورکی که آتش رقص را از سرزمین مرده ها برگرداند. ولی در حین این کار متاسفانه خودش از بین رفت. داستانی دلخراش. مثل مرگ رابین هود به دست راهبه ی خائن. یا مرگ دوکا توسط چوبه ی دار، کنارش دوستی که مرده بود و روی شانه های خودش جلاد، جلادی که روی شانه های او سواری می خورد، آن قدر که او بالاخره بمیرد. بله، هر قهرمانی برای ترک صحنه به چنین پایانی نیاز دارد. مطمئنا خود فنوگلیو هم دوست داشت برای بلوط خورک چنین مرگی را به قلم بیاورد.

وای، نامه ی مورتیمرکه هنوز هم به آخر نرسیده بود. نجیب ترین راهزن زمانه دیگر چه چیزهایی نوشته بود؟

وقتی کلمه هایت را نوشتی، به پنجره ات پارچه ی آبی رنگی آویزان کن. (وای چه رمانتیک! ایده های این چنانی فقط خاص راهزن هاست. به نظر می رسید که مورتیمر بیش تر و بیشتر تبدیل به شخصیتی می شد که فنوگلیو قالب تن او سر هم کرده بود! آن وقت، من شب بعدش تو را در قبرستان هنرمندان دوره گرد ملاقات می کنم. فرید می داند که آن قبرستان کجاست. تنها بیا. حداکثر یک خدمتکار به همراهت بیاور. از این که  با حاکم جدید شهر رابطه ی خوبی داری باخبر هستم. و تا وقتی مطمئن نشوم که هیچ کدام از آدم های او پیش ات نیستند، خودم را نشان نمی دهم… مورتیمر (تو را به خدا نگاه کن به راستی هنوز با اسم قدیمی اش امضا می کند. با این کار سر کی را می خواست کلاه بگذارد؟)

 

 

محصولات مشابه