اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

سه داستان

وضعیت: ناموجود
امتیاز:
ناشر
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

216

شابک

9786226528924

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

215

کد محصول

94902

قیمت پشت جلد

380000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های کوتاه فرانسه،قرن 19م)

تاریخ ورود محصول: 1399/06/30

قیمت برای شما: 380000ریال

توضیحات

کتاب سه داستان اثری است از گوستاو فلوبر به ترجمه ی میرجلال الدین کزازی و چاپ انتشارات گویا.

کتاب مجموعه ای از سه داستان ژرف و خواندنی به نام های “ساده دل”، “افسانه ی ژولین، تیمارگرپاک” و “هرودیا” است که در واپسین سال های عمر نویسنده، در نتیجه ی پریشانی ها و دلتنگی های او به رشته ی تحریر درآمده اند.

ساده دل: داستان دخترکی خدمتکار به نام فیلیسیته که پس از ازدواج اجباری معشوقش با زنی پیر و ثروتمند،در خانه ی بانو اوبن استخدام می شود و در ازای سالی صد فرانک به بهترین نحو ممکن به او و خانواده اش خدمت رسانی می کند، تا جایی که زنان توانگر پون لِهِ وِک به سبب داشتن چنین خدمتکاری به بانو رشک می برند.

افسانه ی ژولین، تیمارگر پاک: سرنوشت پسری که قبل از به دنیا آمدن، پدر و مادرش رویاهایی مبنی بر قدیس شدن او و شکوه و افتخار بسیار می بینند.

هرودیا: هرود آنتیپا که از سوی امپراتور رم بر جلیله و فلسطین فرمان می راند از بیم آنکه کسی از زنده بودن یااوکانان، مردی که مردم لاتین او را قدیس یحیای تعمید دهنده می نامند، باخبر شود، او را در گودالی زندانی می کند. از طرفی دیگر هرودیا که با رویای دستیابی به یک امپراتوری بزرگ با آنتیپا ازدواج کرده است، از ترس اینکه اندیشه یااوکانان درباره ی نادرستی ازدواج با زن برادر برروی آنتیپا اثر کند و موجب جداییشان شود، آنتیپا را به کشتن یااوکانان تشویق می کند.

گزیده ای از کتاب

فانوئل بر پای ایستاده مانده بود. بازویش را بلند کرد؛ سپس، در حالتی از مکاشفه و خلسه ی الهام، گفت: «خداوند، آن برتر برتران، در هر زمان، یکی از برگزیدگان خود را به سوی آدمیان گسیل می دارد. یااوکانان یکی از آنهاست. اگر تو او را بیازاری و برنجانی، در ازای این گناه و گستاخی، کیفر و مکافات خواهی دید.»

با شنیدن این سخن، آنتیپا، ناگهان، فریاد برآورد:

-این اوست که مرا می آزارد و شکنجه می کند! او از من انجام دادن کاری را طلبیده است که در توانم نمی گنجد. از آن زمان تاکنون، او مرا چنان می آزارد که گویی از هم می دردم؛ او حتی از ماشروس مردانی را، به هر سوی، گسیل داشته است که شهرهای مرا برمی آشوبند و می شورانند. رنج و نگون بختی همراه او و زندگانیش باد! چون او به من یورش می آورد، من از خود دفاع می کنم!

فانوئل در پاسخ گفت:

-خشم و خروش او تند و توفانزاست؛ اما به هر روی! می باید او را آزاد کرد.

والی، خشماگین، در پاسخ گفت:

-جانوران درنده و دمان را رها نمی کنند!

اسنی در پاسخ وی گفت:

-پریشان مباش و دل آسوده دار! او به نزد تازیان، گل ها، سکاها خواهد رفت. رسالت او می باید تا دورترین کرانه های جهان گسترش یابد.

محصولات مشابه