اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

سهراب (وقایع دوران فرمانروایی خواجه تاجدار)

وضعیت: ناموجود
امتیاز:
ناشر
مترجم
گروه بندی
قطع

وزیری

نوع جلد

زرکوب

تعداد صفحات

600

شابک

9782000990734

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1401

وزن

837

کد محصول

113444

قیمت پشت جلد

2700000


مشخصات تکمیلی :

(داستان اوضاع اجتماعی،ایران،قرن 13ق،داستان تاریخ قاجاریان،ایران،1193-1344ق،داستان های انگلیسی،قرن 19م،آقامحمد قاجار،شاه ایران،115-1211ق)

تاریخ ورود محصول: 1401/03/02

قیمت برای شما: 2700000ریال

توضیحات

کتاب سهراب، وقایع دوران فرمانروایی خواجه تاجدار، اثر جیمز موریه است با ترجمه ی حسن ناصر و چاپ انتشارات باهم.

جیمز موریه در این اثر به بیان وقایع دوران سلطنت آقا محمدخان قاجار می پردازد. سهراب جوان خوش چهره به صورت اتفاقی سوگلی حرمسرای آقا محمد خان به نام «محبوبه» را دیدار می کند و عاشق و شیفته ی او می شود. این دو مخفیانه با هم ارتباط برقرار می کنند. آقا محمدخان برای سهراب برنامه ای می چیند و همین ماجرا باعث می شود پای سهراب به دربار کشیده شود و اتفاقات جالبی برایش رقم بخورد. آقا محمدخان به دلیل خواجه بودن خود همه را مقصر می داند، از این بابت سهراب را به دربار می کشاند و این قضیه به نفع مرد خوش سیما تمام می شود.

گزیده ای از کتاب

آغا محمدخان امرکرده بود که خرگاه بانو امینه را در چنین نقطه یی برپا کنند و الحق که مناسب تر و مصفاتر از آن نقطه در تمام آن حول و حوش نمی یافتند. چادرپوش بزرگی روی سه دیرک قرار گرفته و پارچه های نفیس سرخ آن با قلاب دوزی های گرانبها زینت یافته؛ اندرون چادر تمام با شال های کشمیری اعلی ساخته و پرداخته شده بود؛ قالی های ممتاز و نمدهای نرم در همه جا گسترده و با پرده های زنبوری و تجیرها، قسمت های مختلف چادر معین شده بود. در کنار این چادرپوش، چادر کوچکی از مخمل بنفش برپا کرده بود و جلوی آن حوضی در نهایت قشنگی و پاکیزگی ساخته شده که آب همیشه از آن روان بود و در هر طرف جویبارها تشکیل می داد. در حاشیه نهرها، گل های رنگارنگ و میوه های گوناگون بر خرمی و زیبایی آن جا می افزود.

صبح تازه دمیده و طلوع خورشید در افق نمایان بود و مشرق را با رنگ های ارغوانی که مخصوص آسمان ایران است، گلگون کرده. زنی در گوشه چادر با آداب مسلمانی به نماز ایستاده به رکوع و سجود می پرداخت و مهری از تربت را که در سجاده داشت با کمال احترام می بوسید و بر دیده می گذاشت. در طرف دیگر چادر، زن دیگری با خضوع و خشوع ایستاده منتظر بود که نماز به پایان برسد. زنی که نماز می خواند، تازه به سن بلوغ رسیده بود معذلک از حیث شکل و قامت به دختر جوانی می ماند. راستی که قلم از عهده وصف حسن و جمال این دختر برنمی آید و زبان از شرح عفت و عصمتش عاجز است. آثار نجابت و پاکدامنی از سیمایش پیدا بود و متانت و وقار از قامت رعنایش هویدا؛ گیسوان سیاهش که در اثر حنا مشکین شده بود روی شانه ریخته؛ رنگ بدنش برخلاف خانم های ایران که سیه چرده بودند…

محصولات مشابه