اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

سفر به انتهای شب

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

زرکوب

تعداد صفحات

568

شابک

9782001011452

نوبت چاپ

7

سال چاپ

1401

وزن

747

کد محصول

115778

قیمت پشت جلد

2300000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فارسی،قرن 20م)

تاریخ ورود محصول: 1401/05/31

قیمت برای شما: 2300000ریال

توضیحات

کتاب سفر به انتهای شب اثر لویی فردینان سلین است به ترجمه فرهاد غبرایی و چاپ انتشارات جامی.

نویسنده ی رمان ارزشمند پیش رو که از شاهکارهای ادبیات فرانسه به شمار می آید از سوی نویسندگان بزرگی مورد ستایش قرار گرفته و با وجود این که در ایران کمتر شناخته شده، جلال آل احمد اذعان کرده که یکی از آثار خود یعنی داستان مدیر مدرسه را با تاثیر از کتاب سفر به آخر شب او، یعنی اثر حاضر به نگارش درآورده است.

آن گونه که به نظر می آید سلین در سفر به انتهای شب از آن چه که خود تجربه کرده نوشته است؛ درواقع او به ترسیم جامعه ای که در آن زیسته روی آورده و در کمال شجاعت و بی پروایی از آن سخن گفته است، بی آنکه به خودسانسوری مبتلا شود.

بخش نخست سفر به انتهای شب در هنگام جنگ جهانی اول اتفاق می افتد و در ادامه از سفرهای ماجراجویانه قهرمان داستان که انسانی معمولی شبیه به اغلب آدم ها است، روایت می شود. حتی شاید گاهی این گونه به نظر بیاید که شخصیت اصلی کتاب فردی ساده لوح است که از زیر بار سختی ها نیز شانه خالی می کند، اما نمی توان با اطمینان گفت که اگر هر کس دیگری به جای او بود و در جریان آن چه که در زندگی اش به وقوع می پیوندد قرار می گرفت، آیا کاری غیر از آن چه که او می کند، انجام می داد یا خیر!

گزیده ای از کتاب

چهار شاخ مانده بودیم. چیزی که لابلای مه؟ می دیدیم آنقدر تعجب آور بود که اول باور نمی کردیم و بعد، وقتی که بلافاصله جلوتر رفتیم، با دیدنش که شق و رق جلوی ما قد علم کرده بود، گرچه برده های کشتی بودیم، اما به قاه قاه افتادیم…

مجسم کنید که شهرشان سرپا ایستاده و کاملا عمودی است. نیویورک شهر ایستاده ای است. تا آن موقع البته شهرهای زیادی دیده بودیم، آن هم شهرهای قشنگ و بندرهای مشهور و غیره. ولی در کشور ما، شهرها خوابیده اند. چه کنار رودخانه و چه در کنار دریا چشم اندازها دراز می کشند و منتظر مسافر می مانند، در حالی که این یکی، این آمریکایی اصلا قرار نداشت، نخیر شق و رق ایستاده بود، ابدا کمر خم نمی کرد، شق و رق و ترسناک.

به نظر ما خنده دار بود. شهری که عمودی ساخته شده بود، البته خنده دار هم هست. ولی ما فقط گردن به بالا می جنبیدیم، چون که در همین وقت از روی دریا و از وسط مه غلیظ خاکستری سرخ تاب باد سردی بلند شده بود، باد تند و نافذی که به شلوارهای ما و درز و شکاف های حصار شهر حمله می کرد، یعنی به خیابان های شهر که ابرها از دست باد به اشان پناه می بردند. مسیر کشتی ما درست جلوی دهانه فاضلابی بود که آب بدرنگش به دریا می ریخت و لابلای یک ردیف قایق کوچک غرغرو و یدک کش های حریص و جیغ جیغو می چرخید و می پیچید.

آس و پاس ها هرگز نمی توانند راحت جایی پیاده شوند، برده های کشتی ها که جای خود دارند، مخصوصا که مردم آمریکا اصلا از برده های کشتی که از اروپا می آیند، دل خوشی ندارند. می گویند: «اینها همه شان آنارشیست اند». خلاصه، نمی خواهند کسی را به سرزمین شان راه بدهند غیر از فضول هایی را که پول خرج می کنند، چون که همه پول های اروپایی بچه دلارند.

 

محصولات مشابه