اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

سفرنامه کلودیوس جیمزریچ «بخش کردستان »

وضعیت: موجود
امتیاز:
مترجم
گروه بندی
قطع

پالتوئی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

280

شابک

9786008351368

نوبت چاپ

1

تاریخ تجدید چاپ

1400-04-01

سال چاپ

1398

وزن

204

کد محصول

89135

قیمت پشت جلد

900000


مشخصات تکمیلی :

(سفرنامه های انگلیسی،سیر و سیاحت خاورمیانه،سیر و سیاحت خاورمیانه،تصحیح:فرانرز آقابیگی،تعلیق:حسن جاف)

تاریخ ورود محصول: 1399/01/24

قیمت برای شما: 900000ریال

توضیحات

کتاب سفرنامه کلودیوس جیمز ریچ حاوی بخشی از این سفرنامه عظیم است که به کردستان اختصاص یافته است. این اثر که از سوی انتشارات ایران شناسی به چاپ رسیده به جهت آشنایی نویسنده اش با زبان کردی از کیفیت بالایی برخوردار است و به دلیل آن که جیمز ریچ در برخورد و مواجهه با افراد همچون روان شناسی به کنه دل آن ها نفوذ کرده، تنها به عنوان نوشته ای معمول از سوی یک سیاح عمل نکرده و چیزی فراتر از آن است. او تمام پدیده ها را به دقت یادداشت کرده و تنها به عنوان ناظر عمل نکرده بلکه به بررسی چون و چرای وجود یا رخ داد پدیده های گوناگون با بهره از دانسته ها و شنیده هایش پرداخته است. این سفرنامه از آن جا که از کردستان عراق به کردستان ایران حرکت می کند نوعی دید تطبیقی و مقایسه ای را شکل می دهد و به آن دلیل که به خوبی ساخته و پرداخته شده از نظر تاریخی دارای ارزشی بالاست. تاریخ نگارش سفرنامه پیش رو به دهه دوم قرن نوزدهم باز می گردد.

گزیده ای از کتاب

مهمان نوازی ایرانی ها و ترک ها با هم تفاوت دارد. هنگامی که یک سر کرده ترک به افتخار شما ضیافتی برپا می کند، بعد از خوش آمد گویی و انجام وظایف میزبان شما را به حال خود می گذارد، به خصوص اگر زنی با شما باشد. او شما را آزاد می گذارد، مگر آن که به او نیاز داشته باشید، اما ایرانی ها این چنین نیستند. شب و روز دور و بر شما هستند و راهی برای رهایی از آن ها وجود ندارد، حتی اگر در خارج از شهر باشید، تغییری در این کیفیت حاصل نمی شود. همسرم در تمام مدت نتوانست اتاق خود را برای گردشی در باغ ترک کند. میزبانان من مایل بودند ما در قسمت آماده شده کاخ در شهر اقامت کنیم. خودم نیز احساس کردم در شهر آزادتر خواهم بود و به علاوه شهر را هم از نزدیک می دیدم، لذا با این امر موافقت کردم و صبح همان روز باغ را ترک کردیم. پس از فرود آمدن از زمین های مرتفعی که باغ را در آن بنا کرده اند، به زمین پست و ناهمواری رسیدیم، پس از چند دقیقه حصار خارجی شهر را مشاهده کردیم که از خشت ساخته شده بود. از این جا خیابانی کج و معوج تا مدخل کاخ ادامه داشت. در آن جا نگهبانانی دیدیم که برای ادای احترم به ما صف کشیده بودند. پاسداران مزبور در حدود صد اورامی مسلح به تفنگ بودند که نگهبانی کاخ را به عهده داشتند. همه دارای قیافه های عجیب بودند (اما سیمای عشایری نداشتند) لباده هایی از نمد خشن و سفید به تن داشتند. نمدهای آنان به شیوه ایرانی درست شده بود. کلاهی از نمد سیاه که دارای نوک تیز و دو لبه بود به سر داشتند و دنباله آن از دو سو روی شانه هایشان آویخته بود. کلاه ها تا اندازه ای شبیه به عنکبوت بود. نگهبانان بر تفنگ های دراز خود تکیه زده بودند و هنگامی که ما از برابرشان می گذشتیم به ما خیره می شدند.

 

 

محصولات مشابه