اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

سبکی تحمل ناپذیر هستی

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

328

شابک

9786226528207

نوبت چاپ

2

تاریخ تجدید چاپ

1400-02-18

سال چاپ

1399

وزن

304

کد محصول

90879

قیمت پشت جلد

500000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های چک،قرن 20م)

تاریخ ورود محصول: 1399/03/11

قیمت برای شما: 500000ریال

توضیحات

کتاب سبکی تحمل ناپذیر هستی اثری است از میلان کوندرا به ترجمه علی سلامی و چاپ انتشارات گویا.

کتاب حاضر که سرشار از مفاهیم فلسفی است به شرح زندگی هنرمندان و روشنفکران چکسلواکی بعد از حمله شوروی به این کشور می پردازد. این اثر که در نهایت تصویری جذاب و عمیق از هستی انسان به نمایش می گذارد، ماجرای پزشکی از کار برکنار شده به دلیل اعتقادات ضد کمونیستی اش را به تصویر می کشد که همسری به نام ترزا دارد و با این حال با زنی دیگر که در حقیقت معشوقه او به حساب می اید، یعنی سابینا، در ارتباط است، که او نیز معشوقی دیگر دارد!

میلان کوندرا در نوشته خود، دغدغه ی شخصیت های داستانش را پیرامون مرگ و زندگی به تصویر می کشد و از ناتوانی و آشفته حالی بشر در مقابل هستی حکایت می کند.

این کتاب که معروف ترین اثر نویسنده به حساب می آید خواننده را با سوالاتی عمیق مواجه می سازد و او را به تفکر وا می دارد.

گزیده ای از کتاب

روحش وحشت زده بود و می لرزید و در اعماق روده هایش مدفون شده بود. اگر در آن لحظه آن مرد در اتاق اصلی روحش را خطاب قرار می داد، زیر گریه می زد و در آغوش او می افتاد.

تصور کرد اگر زنی که در اتاق اول بود، یکی از دوستان توماس بود و اگر آن مرد در اتاق اصلی توماس بود، چه وضعیتی پیش می آمد. توماس فقط کافی بود یک کلمه، تنها یک کلمه بر زبان آورد و دختر او را بغل می کرد و می گریست.

ترزا می دانست لحظه ای که عشق زاده می شود چه اتفاقی می افتد: زن نمی تواند در برابر صدایی که روح هراسانش را فرا می خواند مقاومت کند؛ مرد نمی تواند در برابر زنی مقاومت کند که روحش این گونه به ندایش پاسخ می دهد. توماس در برابر اغوای عشق هیچ دفاعی نداشت و ترزا هر دقیقه از هر ساعت را نگرانش بود.

چه سلاحی در اختیار داشت؟ هیچ جز وفاداری؛ و او وفاداری اش را تقدیم توماس کرد، در همان آغاز، در همان روز نخست، گویی می دانست چیزی بیش از این ندارد تا نثارش کند. عشقشان بنایی بود که به طرز عجیبی ناهمگن بود: تکیه گاه این ساختمان یقین قطعی و وفاداری اش بود مثل بنایی غول آسا که تنها یک ستون آن را استوار می گرداند.

کمی بعد، کلاغ دیگر بال بال نزد و تنها تکان کوچکی به پای شکسته و له شده اش داد. ترزا نمی خواست از آن جدا شود. می توانست بالای سر خواهری محتضر شب زنده داری کند؛ اما بالاخره، وارد آشپزخانه شد تا لقمه غذایی بخورد.

وقتی برگشت، کلاغ مرده بود.

محصولات مشابه