اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

زن سی ساله (ادبیات کلاسیک جهان10)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

286

شابک

9782000833109

نوبت چاپ

4

تاریخ تجدید چاپ

1400-01-21

سال چاپ

1400

وزن

307

کد محصول

93835

قیمت پشت جلد

600000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فرانسه،قرن 19م)

تاریخ ورود محصول: 1399/05/28

قیمت برای شما: 600000ریال

توضیحات

کتاب زن سی ساله نوشته انوره دو بالزاک است که به همت علی اصغر خبره زاده ترجمه شده و از سوی انتشارات نگاه به چاپ رسیده است.

ماجرای این کتاب از چند روز پیش از حضور ناپلئون در جنگی شوم و نامیمون آغاز می شود؛ دختری زیبا و جوان به نام ژولی در حالی که نگاه تحسین برانگیز مردان جوان را به خود جذب می کند همراه با مردی جاافتاده که پدرش است برای تماشای رژه رهسپار است. پیرمرد از نگاه هایی که میان دخترش و کلنلی جوان رد و بدل می شود، پی به احساسی که میان آن ها وجود دارد می برد و این موضوع غمی عمیق را در دل پدر می نشاند و او را نسبت به آینده دخترش که دل در گرو مردی نظامی دارد بیمناک می کند.

زن سی ساله که یکی از بهترین آثار نویسنده به حساب می آید یک تراژدی غمگین است که در بستر تاریخ فرانسه به وقوع می پیوندد و خواننده را با دوران مختلف زندگی ژولی و دختر او همراه می سازد. ژولی با زیبایی بی اندازه اش، وقایعی را تجربه می کند که نویسنده به قدرتمندانه ترین شکل روایت کرده است.

گزیده ای از کتاب

از خودش بیزار بود، بر ازدواج لعن و نفرین می کرد، می خواست مرده باشد و اگر وجود دخترش نبود، شاید خود را از بالا بر روی سنگفرش پرت می کرد.

آقای اگلمون نزدیک او، آرام خوابیده بود، بی اینکه از سیل اشک های گرمی که زنش بر روی او جاری می ساخت بیدار شود. فردا، ژولی توانست خود را شاد و خندان بنمایاند، آن نیرو و قدرت را در خود یافت که خوشبخت و شادان جلوه کند و نه تنها حزن و اندوهش را بلکه وحشت پابرجا و رام نشدنی خود را مخفی سازد.

از این روز به بعد، چون زنی ملامت ناپذیر دیگر به خویشتن ننگریست آیا به خود دروغ نگفته بود؟ آیا از این پس لیاقت رازپوشی و تظاهر را نداشت؟ و آیا نمی توانست تا دیرباز بر این جرم و خلاف های زناشویی پرده بهت و حیرت عمیق را بگستراند؟

ازدواجش علت این تباهی و فساد پیش رسی بود که هنوز اجرا نشده بود. با این وجود، بارها از خود پرسیده بود چرا در برابر یک عاشق محبوب ایستادگی کند، در صورتی که بر خلاف قلبش و علی رغم قوانین طبیعت، وجود خود را به شوهری تسلیم کرده بود که دیگر او را دوست نداشت.

شاید علت همه خطاها و جنایات، یک استدلال بی جا یا خودپسندی مفرط است.

اجتماع نمی تواند وجود داشته باشد مگر با فداکاری های انفرادی که قوانین خواهان آن است. اگر بخواهیم از اجتماع بهره برگیریم، آیا نبایست خود را ملزم کنیم تا از شرایطی که دوام و بقای اجتماع به آن بسته است، حفظ و حراست نماییم؟

محصولات مشابه