اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

زنی که عاشق نور بود

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

178

شابک

9786227349023

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

176

کد محصول

92346

قیمت پشت جلد

300000


مشخصات تکمیلی :

(داستانهای ژاپنی،قرن 20م،برنده جایزه بین المللی ادبی من بوکر)

تاریخ ورود محصول: 1399/04/15

قیمت برای شما: 300000ریال

توضیحات

زنی که عاشق نور بود نوشته یوکو تسوشیما است به ترجمه نسیم صدیق و چاپ انتشارات نودا.

این کتاب داستان زنی جوان را در خود جای داده، زنی که برای نخستین بار مستقل زندگی می کند، در آپارتمانی در یکی از ساختمان های اداری تا بتواند از پس پرداخت اجاره بها بر بیاید؛ همسرش او و تنها دخترشان را ترک کرده است، آن ها در نهایت به دلیل شرایط مالی بد مرد این جدایی را پذیرفته اند و اکنون زن در خانه ای زندگی می کند که روزها غرق نور می شود، نوری که دخترش را سر شوق می آورد. مرد اما این طور که بقیه می گویند با صاحب رستورانی که در آن کار می کند ارتباط گرفته است، زنی هم سن و سال مادرش که البته پول خوبی دارد. زن جوان دیگر نمی خواهد از همسر سابقش کمکی بگیرد، اما پیش خودش عهد بسته اگر او خواهان ارتباطی بود تنها به خاطر دخترشان اوضاع را چندان پیچیده نکند، هرچند درست در اولین تماس بعد از روزها کنترلش را از دست می دهد…

گزیده ای از کتاب

از زمانی که صحبت های شبانه ی من و همسرم راجع به جدایی شروع شده بود، گاه گاهی چنین رویاهای خوشایندی را در خواب می دیدم. ولی هیچ وقت تصویر فرد خاصی را نمی دیدم. وقتی بیدار می شدم به خودم اعتراف می کردم که هرگز در زندگی واقعی به چنین مردهایی توجه نمی کنم. در خواب هایم صورت ها و بدن های آن ها دائم عوض می شد و تنها چیزی که در خواب هایم مشترک بود، این بود که همه ی آن افراد مرد بودند. در رویاهایم آزادانه مردهایی که شناخت کمی از آن ها داشتم را انتخاب می کردم. معلمی که پیشش کلاس خصوصی می رفتم، پسرعموی بزرگم، معلم ریاضی دبیرستان، یکی از اعضای باشگاهی که زمان مدرسه عضوش بودم، و همچنان جوان به نظر می رسید، موضوع خواب هایم متفاوت بودند اما آن لذت همراه با ترس همیشه وجود داشت و در همه ی آن ها یکسان بود.

وقتی بیدار شدم، دیدم که دخترم مرا به تشکی که مشترکا استفاده می کردیم سنجاق کرده است. یک پایش روی سینه ام بود و گونه اش روی بازویم. لعنتی! چرا این خواب ها را می دیدم؟ حالا که بیدار شده بودم، دلم برای آن لذت تنگ شده بود و همین حالم را بدتر می کرد. چرا هیچ وقت خواب نمی بینم که با لذت دخترم را بغل کرده ام؟

محصولات مشابه