اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

زنانگی از دست رفته و چگونگی احیای آن (یونگ شناسی کاربردی)

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

132

شابک

9786226014168

نوبت چاپ

3

تاریخ تجدید چاپ

1401-05-10

سال چاپ

1401

وزن

178

کد محصول

104682

قیمت پشت جلد

610000


مشخصات تکمیلی :

(نالا،شخصیت اساطیری هندو،زنانگی،دامایانتی،قصه ادیپ)

تاریخ ورود محصول: 1400/04/09

قیمت برای شما: 610000ریال

توضیحات

کتاب زنانگی از دست رفته و چگونگی احیای آن اثر رابرت الکس جانسون است به ترجمه ساره سرگلزایی و چاپ انتشارات بنیاد فرهنگ زندگی.

کتاب پیش رو به قلم روانکاو نامدار مکتب یونگ به نگارش درآمده و هرچند عنوان آن این گونه تداعی می کند که اثری زنانه است، برای جامعه ی امروزی، فارغ از جنسیت، نوشته شده و بر فقدانی بزرگ تمرکز دارد، فقدان زنانگی.

زنانگی و انرژی زنانه هرچند در بانوان پر رنگ تر است اما در مردان نیز وجود دارد و کمرنگ شدن آن از عمق شخصیت شان می کاهد. در حقیقت جای خالی این بعد از خصایص درونی است که احساس شادی و رضایت را به عنصری نایاب مبدل کرده و امنیت خاطر و آرامش را از دسترس دور کرده است.

مولف در اثر خود زنانگی را از منظر فرهنگ غرب و همینطور اسطوره شناسی هندو به مطالعه می گذارد و نشان می دهد که چطور این بعد انسانی کمرنگ شده؛ او هم چنین چگونگی احیای آن را مورد بحث قرار می دهد و به این می پردازد که زنان واقعا چه می خواهند.

گزیده ای از کتاب

اکنون وارد بخش تاریک داستانمان می شویم. اودیپ، بهای تکامل خود را پرداخت و به این ترتیب شرافت و اصالت خود را نشان داد. اما سه مرد دیگر داستان، به جای این که خودشان بهایی بپردازند مسئولیت آن را به زنان انتقال می دهند. این شانه خالی کردن از بار مسئولیت، در طول تاریخ طنین انداز می شود و در زمانه ما نیز همچنان حضور دارد. زنان امروزی احساس می کنند به ناحق، باری بر دوش خود حمل می کنند که متعلق به خودشان نیست. آن ها، این شانه خالی کردن مردان را- که میراث سیاه ما از یونان باستان است- حس می کنند. گروهی از افراد بلندهمت، تمدن عظیمی- یعنی عصر طلایی آتن- را بنا نهادند، اما تاوان آن را پرداخت نکردند و در نتیجه زنانگی خردمندانه و نیز زنانگی آسیب دیده را برای ما باقی گذاشته اند. داستان این سه مرد، آموزنده است: کرئون- که در هنگام محاکمه اودیپ، شفقت و ترحم چندانی نسبت به او نداشت- بلافاصله از بدبختی اودیپ سوءاستفاده کرد و به محض تبعید اودیپ، جای او را گرفت و خودش را بر مسند پادشاهی تبس نشاند. در هماوردی و رقابت میان عشق و قدرت، این عشق است که نابود می شود. کرئون- که دیوانه قدرت بود- هیچ شفقتی نداشت. اگرچه سرانجام پشیمان شد و سعی کرد به آنتیگونه کمک کند، اما دیگر خیلی دیر شده بود.

دو پسر اودیپ، پس از پدر، بر سر تاج و تخت پادشاهی آن قدر با هم می جنگند تا هر دو در یک روز کشته می شوند.

هریک از این سه مرد، به زنان نزدیک خود آسیب می رسانند. کرئون برای دستیابی به قدرت، مسیری را در پیش می گیرد که منجر به مرگ همسر و نیز عروس حمایتگرش می شود. دو پسر اودیپ، هیچ عشق و علاقه ای نسبت به پدر و خواهران خود ندارند و در نبرد قدرت، یکدیگر را می کشند. اینجا است که می بینیم جریان اشرافیت ارزش های زنانه را انکار می کند و در نتیجه تنزل می یابد. کرئون، پولونیکس و اتئوکلس (پسران اودیپ) می خواهند به جای اودیپ بر تخت سلطنت بنشینند و داستان ما را از قصه ای شکوهمند درباره تکامل خودآگاهی به ماجرای شهوت قدرتی مبدل می سازند که روابط خونی، عشق و از خودگذشتگی را نابود می کند.

محصولات مشابه