اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

رویای پرواز

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

310

شابک

9786227361087

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

305

کد محصول

104388

قیمت پشت جلد

750000


مشخصات تکمیلی :

(داستان ها فارسی،قرن14)

تاریخ ورود محصول: 1400/03/30

قیمت برای شما: 750000ریال

توضیحات

کتاب رویای پرواز: اثر ویدا چراغیان است به چاپ انتشارات شادان.

کتاب حاضر با خلق شخصیت های متفاوت، لذت مطالعه و رمان خوانی را چندین برابر می کند. کتاب به مسائل اجتماعی جامعه و پیچیدگی های زندگی امروزی نسبت به قدیم پرداخته است. این اثر از رویاهای شیرین، عاشقانه ها، خاطرات وشادی های دو دوست سخن می گوید، که گاهی با قساوت و خودخواهی دیگران از بین می رود. از پرواز مسافرینی می گوید که با یک دنیا امید و آرزو سوار بر بال طیاره ای می شوند، بدون هیچ مقصد و سرانجامی، اما سرانجام شیرینی یک عشق، سختی ها و زشتی های روزگار را مرهم می بخشد.

گزیده ای از کتاب

دستهایش را روی سینه به هم قفل کرد و رو به پنجره ایستاد. نمایی که از آن بالا می دید خیابان پرتردد ولیعصر بود و مغازه هایی که تک و توک مشتری داشتند. نگاهش به آسمان غبارآلود شهر کشیده شد و میان ابرهای آبستن خاکستری به دنبال راهی بود تا نومیدی را از قلب و ذهنش دور کند. چشم از پنجره گرفت و کیفش را از روی صندلی برداشت. موهای خرمایی رنگش را زیر شالش مرتب کرد و از اتاق بیرون آمد. بارانی نسکافه ای خوش دوختش را روی دست دوتا کرد و از هدایت پرسید: دکتر صبری هنوز مریض دارن؟

-بله خانم دکتر. شما تشریف می برید؟

-آره عزیزم من امروز جایی کار دارم باید زودتر برم.

منشی به احترام سری تکان داد و خداحافظی اش در صدای زنگ تلفن روی میز ادغام شد. هدایت مشغول صحبت بود که نسیم وارد آسانسور شد و به وقت بسته شدن در، قامت آشنای پریناز را از همان نیمه باز در شناخت. دستش را از همان فاصله اندک بیرون برد و مانع بسته شدن در شد. از اتاقک آسانسور بیرون آمد و مردد صدا زد: پریناز!…

پری روی پاشنه به عقب چرخید و به محض دیدن نسیم بغضش آب شد. در آغوش پر مهر او فرو رفت و صدای هقش در راهروی خلوت ساختمان پیچید. وحشت زده و نگران نگاهی به اطراف کرد و دستی روی سر پریناز کشید. توی راهرو جای درددل کردن پریناز نبود. کمی آرامش کرد و این بار همراه هم سوار کابین شدند و نسیم دکمه پارکینگ را فشرد.

دقایقی بعد پشت رل نشسته بود و ضمن رانندگی در خیابانهای پر ترافیک صدای ناله های پریناز، به وقت گلایه های عاشقانه، موزیک متن داستان غم انگیزش بود:

-دیگه خسته شدم نسیم. تحمل هر چیزی رو دارم جز تهمت ناروا. فکرشو بکن!… به من می گه با دکتر صبوری تیک می زنی، میگه نسیم به زندگی ما حسادت می کنه!… باورت میشه نسیم؟

-آره عزیزم باورم میشه.

 

محصولات مشابه