اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

روزی روزگاری در سینما (سینماهای قدیم طهران)

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

282

شابک

9786007876565

نوبت چاپ

1

تاریخ تجدید چاپ

1400-05-19

سال چاپ

1399

وزن

311

کد محصول

101107

قیمت پشت جلد

600000


مشخصات تکمیلی :

(خاطرات پرویز نوری،1317،سینماهای تهران)

تاریخ ورود محصول: 1399/12/06

قیمت برای شما: 600000ریال

توضیحات

کتاب روزی روزگاری در سینما اثر پرویز نوری است به چاپ انتشارات روزنه کار.

کتاب پیش رو به قلم نویسنده، مترجم و یکی از قدیمی ترین منتقدان و فیلم سازان کشورمان به نگارش در آمده و مجموعه ای از خاطرات ایشان را که به گشت و گذار در سینماهای قدیمی ایران پیوند خورده اند در خود جای داده است. این اثر از رویایی می گوید که بر صفحه ای نقره ای جان می گیرد، از عاشقانه ها و تصاویری دلخواه که در دل تاریکی به نمایش در می آیند و از حس عمیق میان تماشاچی و تصویری که بر صفحه نمایش نقش می بندد. در کتاب حاضر همراه با پرویز نوری راهی سفری در دل تاریخ می شویم و از سینما رکس  سر در می آوریم، سینما ایرانیان و متروپل را ملاقات می کنیم، با سینما تهران، همای، دیانا و پلازا رو به رو می شویم و از سینما مایاک، رویال، کریستال و بسیاری سینمای قدیمی دیگر دیدن می کنیم.

گزیده ای از کتاب

درست نمی دانم آخرین باری که از جلوی سینما همای رد شدم، کی بود. فقط یادم هست که یک مدتی هاج و واج ایستادم و به سردر ریخته و سوخته این سینما و اسم «همای» که کج و کوله شده بود، نگاه کردم و البته غصه ام گرفت. چند وقت گذشته بود از آن دوران خیال انگیز؟ یک قرن؟ شایدم بیش تر. به نظرم خیلی وقت پیش بود، یک دورانی که دیگر سخت بود به یاد آوردنش… اما سینما همای که آن موقع ها ما به اسم «هما»ی خالی می شناختیم و نمی دانستیم این «ی» پشت بند «هما» برای چیست، برای مان یکی از همان معبدهای رویا بود. از آن مکان هایی که درش روشنایی های زندگی را دیده بودیم.

سینما هما در آذرماه 1314 افتتاح شد، یعنی سه سال قبل از این که من به دنیا بیایم! از اولین فیلم هایی که در این سینما دیدم و به شدت لذت بردم دون ژوآن تکنی کالر حادثه ای پر از شمشیربازی بود با شرکت هنرپیشه محبوب مان ارول فلین. اما جالب این بود که طغرل افشار- منتقد فیلم آن زمان در مجله «سپید و سیاه» – آن را یک فیلم سطحی هالیوودی دانسته بود و من از این بابت شاکی شدم. البته با نگاه امروز شاید که آن چنان با اهمیت نباشد ولی من این فیلم را در سال 1330 وقتی سیزده سالم بود، دیده بودم و از سینما توقعی جز تفریح و تفنن نداشتم. ارول فلین در فیلم قهرمان دلخواه زنان بود، یک قهرمان اسپانیایی در دوره الیزابت اول انگلستان که اسیر عشق ملکه اسپانیا (ویوکا لیندفورس) می شد. کارگردانی به عهده وینسنت شرمن بود (صحنه طولانی شمشیربازی ارول فلین با مرد بدجنس داستان رابرت داگلاس را فراموش نمی کنم).

در همان سال یک فیلم کهنه به اسم کانال سوئز در هما به نمایش درآمد و ما به خاطر تیرون پاور -که آن زمان به جهت فیلم قوی سیاه علاقمندش شده بودیم- رفتیم و از داستان آن چندان چیزی به یاد ندارم فقط به گمانم ماجراها در زمان ناپلئون می گذشت و…

 

محصولات مشابه