اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

رهایی از بلازدگی (تروما)،(روان،مغز و بدن در تحول بلازدگی)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

وزیری

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

510

شابک

9786009969845

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1398

وزن

702

کد محصول

104733

قیمت پشت جلد

1600000


مشخصات تکمیلی :

(درمان اختلال فشار روانی پس آسیبی)

تاریخ ورود محصول: 1400/04/12

قیمت برای شما: 1600000ریال

توضیحات

کتاب رهایی از بلازدگی اثری است از پروفسور بِسِل ون درِ کولک به ترجمه ی ابراهیم شایان و چاپ انتشارات رود.

کتاب حاضر به پدیده ی بلازدگی (تروما)که آسیبی با آثار روانی بسیار عمیق و ریشه دار است، می پردازد و ضمن بررسی زوایای تاریک و اثرات مخرب آن بر مغز، روان و جسم، با شرح داستان های واقعی و تجربیات گوناگون، روش های متعددی را برای درمان بلازدگی در بیماران مختلف ارائه می دهد؛ راهکارهایی که بسته به ماهیت بلازدگی و ساختار هر فرد، موثر واقع می شوند.

گزیده ای از کتاب

بازی کردن دوباره بلازدگی

یکی از خاطره های مارلین از بلازدگی کودکی اش در رویایی به سراغش آمد که او احساس کرد کسی دارد خفه اش می کند و قادر به نفس کشیدن نیست. دستمال سفیدی دور دستانش و حوله ای به دور گردنش پیچیده سپس او را بالا کشیده بودند به طوری که پایش به زمین نمی رسید. او با وحشت از خواب بیدار شد و فکر کرد که مطمئنا دارد می میرد. رویایش مرا به یاد کابوس هایی انداخت که سربازان پیشین به من گزارش داده بودند: دیدن تصاویر دقیق روتوش نشده ای شامل صورت و اعضاء بدنی که در جنگ با آن مواجه شده بودند. خواب ها آن قدر وحشت زا بودند که آن ها سعی داشتند شب ها به خواب نروند. فقط چرت روزانه که با هجوم های شبانه ربطی نداشت، نیمه ایمن احساس می شد.

مارلین در این مرحله درمان مکرر غرق تصاویر و حس مربوط به خواب خفه شدنش بود. او به یاد آورد که به عنوان دختربچه ای 4 ساله با چشمان ورم کرده، گردن دردناک و دماغی خونین، در آشپزخانه نشسته بود درحالی که پدر و برادرش به او می خندیدند و می گفتند دختره بی عقل احمق. روزی مارلین گزارش داد، “شب گذشته که داشتم دندان هایم را مسواک می زدم احساس کتک خوردن جانانه ای بر من چیره شد. مثل ماهی بیرون از آب و به صورت خشمگینانه ای بدنم از بی هوائی به خود می پیچید. من درحال مسواک زدن بغض کردم و گلویم گرفت. وحشت زدگی به صورت ضرباتی از قفسه سینه ام بالا می آمد. مجبور بودم از هر ذره قدرتی که داشتم استفاده کنم که همان گونه که در مقابل دست شوئی ایستاده بودم فریاد نزنم نه نه نه نه”. او به رختخواب رفت و در تمام شب هر دو ساعت یک بار بیدار شد.

بلازدگی مثل داستانی که یک شروع، وسط و پایان منظم دارد ذخیره نمی شود.

محصولات مشابه