اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

رمان های راحت خوان بیداری 4

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

پالتوئی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

143

شابک

9786002966438

نوبت چاپ

1

تاریخ تجدید چاپ

1400-05-24

سال چاپ

1398

وزن

117

کد محصول

89256

قیمت پشت جلد

230000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های آمریکایی،قرن 20م)

تاریخ ورود محصول: 1399/01/30

قیمت برای شما: 230000ریال

توضیحات

رمان بیداری 4 یک جلد از سری رمان های راحت خوان است به قلم کریستوفر گلدن، ترجمه امین بهره مند و چاپ انتشارات پیدایش. رمان راحت خوان یک راس از مثلثی است که دو راس دیگر آن را انیمه و مانگا تشکیل می دهند و رسالت آن پرداختن به فلسفه و اخلاقیات ضمن حفظ سادگی متن است.

کارا هارپر و پدرش بعد از مرگ مادر به ژاپن مهاجرت کرده اند تا زندگی جدیدی را در آن جا آغاز کنند، اما گویا حضورشان در ژاپن با مشکلات و اتفاقات عجیب بسیاری همراه است و شیاطین در پی شکار کارا هستند.

اهریمن باستانی هم چنان پا برجاست و هم چنان تعداد گمشده ها افزایش می یابد، تنها راه نجات قربانیان اهریمن شکست اوست و این چیزی است که کارا و دوستانش برای به وقوع پیوستنش تلاش می کنند. کارا نسبت به زنی که به تازگی وارد زندگی پدرش شده حساسیت هایی دارد و همین حساسیت باعث شده روابط میان او و پدرش دچار مشکلاتی شود. هاچیرو و کارا همچنان در زندگی هم حضور دارند و رابطه ای خاص میانشان جریان دارد.

گزیده ای از کتاب

«وقتی که جوون تر بودم این جور داستان ها رو بدون لحظه ای فکر کردن رد می کردم. مادربزرگم عاشق این بود که داستان های خدایان و شیاطین رو برای ما تعریف کنه. داستان ارواحی که چهره ی انسان ها رو داشتند و به خصوص شیادانی که می تونستند به شکل حیوون ها در بیان. کیتسونه موجود مورد علاقه اش بود. خیلی از اون داستان ها رو یادم هست. هیچ وقت باورشون نکردم، اما می دونم که مادربزرگم به شون باور داشت. پدرم همیشه می گفت که او زن دیوونه ست و گرچه من داستان هاش رو دوست داشتم، اما با پدرم موافق بودم.»

«حالا که سنم بالا رفته معمولا به مادربزرگم فکر می کنم. توی خاطراتم اصلا دیوونه به نظر نمی رسه. در جنبه های دیگه ی زندگیش کاملا معمولی بود. زن مهربون و دوست داشتنی ای که سوپ های ماهیش از همه ی سوپ هایی که تا حالا خوردم خوشمزه تر بود و همیشه برام مقداری آبنبات توی کشوی آشپزخونه اش قایم می کرد. نور ایمان درون چشم هاش فقط نشانه ی باورهایی عادی بود، نه دیوونگی. پیرزن های زیادی هنوز هم چنین داستان هایی رو جوری تعریف می کنن که انگار واقعا اتفاق افتادند. من کی ام که بگم اتفاق نیفتادن؟»

«با این وجود اگه قتل های آوریل نبود من حرف تون رو باور نمی کردم. خون جیرو و چوکو از بدن شون کشیده شده بود. پلیس نتونست این رو توجیه کنه. هیچ کس نتونست. اونا داستان های مسخره ای سر هم کردن -دروغ هایی که تحویل جامعه بدن- و منم باهاشون همراهی کردم تا از مدرسه محافظت کنم. نمی تونستیم اجازه بدیم مردم با خودشون فکر کنن که دانش آموزها هنوز در خطرن… و من واقعا فکر می کردم که خطر رفع شده. اما می دونستم که پلیس هنوز مشکوکه و این برام عجیب بود. بعد مای با داستان کتسوکی، کیوکتسوکی و یک نفرین پیشم اومد.»

 

محصولات مشابه