اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

رمان های راحت خوان بیداری 3

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

پالتوئی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

215

شابک

9786002966421

نوبت چاپ

1

تاریخ تجدید چاپ

1400-05-24

سال چاپ

1398

وزن

170

کد محصول

89255

قیمت پشت جلد

350000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های آمریکایی،قرن 20م)

تاریخ ورود محصول: 1399/01/30

قیمت برای شما: 350000ریال

توضیحات

رمان بیداری 3 یک جلد از سری رمان های راحت خوان است به قلم کریستوفر گلدن، ترجمه امین بهره مند و چاپ انتشارات پیدایش. رمان راحت خوان یک راس از مثلثی است که دو راس دیگر آن را انیمه و مانگا تشکیل می دهند و رسالت آن پرداختن به فلسفه و اخلاقیات ضمن حفظ سادگی متن است.

کارا هارپر و پدرش بعد از مرگ مادر به ژاپن مهاجرت کرده اند تا زندگی جدیدی را در آن جا آغاز کنند، اما گویا حضورشان در ژاپن با مشکلات و اتفاقات عجیب بسیاری همراه است و شیاطین در پی شکار کارا هستند.

بعد از وقوع قتل هایی مرموز، کشف رفتارهای عجیب و بی تفاوتی مردم نسبت به کشته شدن یک انسان و پیدا کردن قاتل او، اکنون زمانی است که اهریمنی باستانی بیدار شده و اعضای باشگاه تئاتر به شکل وهمناکی یک به یک ناپدید می شوند؛ رابطه میان کارا و هاچیرو با حسی ناگفته پیش می رود، هر دوی آن ها به نوعی تلاش می کنند تا جلوی احساس خود را بگیرند اما این تلاش تا کجا تاثیرگذار خواهد بود!

گزیده ای از کتاب

دستگیره پایین می آید، لای در باز می شود و کارا در اعماق وجودش اشتیاقی دردناک و اضطراب را حس می کند. از اطمینان اینکه مادرش الان وارد اتاق می شود، شاید برای اینکه به او بگوید صبحانه آماده است، هیجان زده شده.

اما در اتاق در تاریکی باز می شود. چشمان سبز، چشمان گربه ای، از میان سایه ها به او زل می زند، به مرور بزرگ می شود و پیکری بزرگ، خمیده و حیوانی خودش را از تاریکی ژرف تر جدا می کند. صورت وارد اتاق می شود، سایه ها اطرافش به هم می پیوندند، اما کارا می تواند شاخ ها، دهان جمع شده و دندان های نیش بیرون زده کیوکتسوکی را ببیند؛ همان شیطانی که با نجواهای باستانی اش او را نفرین کرد.

وحشت وجود کارا را فرا می گیرد، اما تنها کاری که از دستش برمی آید آن است که بیشتر و بیشتر داخل تختش فرو رود. دوباره دختری کوچولو شده. نفس در گلویش گیر می کند و لب پایینی اش را گاز می گیرد. مزه ی خون را حس می کند.

از میان سایه ها چیزی به زمین می افتد، انگار که از سایه ی خود کیوکتسوکی سرازیر شده و روی زمین پخش می شود.

هاچیرو. مرده. دست هایش مانند عروسک های خیمه شب بازی آویزان است و چشمانش باز، مات و بی حالتند.

کارا دهانش را باز می کند تا جیغ بکشد، اما صدایی بلند نمی شود.

صدایی در کنارش می گوید: «چیزی نیست نخودک من.»

امید در وجودش فوران می کند. و عشق. و نوعی سبکبالی روحی که حتی وجود داشتنش را هم از یاد برده بود. روی تختش می چرخد و به بالا به چهره مادرش نگاه می کند. موهای بور به رنگ ماسه اش را دم اسبی بسته و چشمان آبی اش خوشحال است.

«چیزی نیست کارا کوچولوی من. فقط رویاست. ببین.»

کارا مادرش را تماشا می کند که عرض اتاق را طی می کند، بدن در هم شکسته ی هاچیرو درون دود محو می شود، در اتاق را می بندد و تاریکی ها، شیطان و نفرینش را بیرون می کند.

محصولات مشابه