اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

راهنوردی با نیچه (بشو هرآنچه که هستی)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

پالتوئی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

256

شابک

9786009967568

نوبت چاپ

1

تاریخ تجدید چاپ

1400-05-06

سال چاپ

1399

وزن

207

کد محصول

93632

قیمت پشت جلد

640000


مشخصات تکمیلی :

(سرگذشتنامه معنوی،کوهنوردی کوه آلپ)

تاریخ ورود محصول: 1399/05/21

قیمت برای شما: 640000ریال

توضیحات

کتاب راهنوردی با نیچه: بشو هرآنچه که هستی اثر جان کاگ است به ترجمه مریم خراسانی و چاپ انتشارات همان.

این کتاب از دو سیاحت فلسفی حکایت دارد، سیر و سلوک شخصی واحد در مکانی یکسان اما در دو زمان دور از هم، یکی در سن نوزده سالگی او و دیگری هنگامی که همسر و فرزند دارد؛ مرد در هر دو سفر خود در جستجوی خرد در بطن فلسفه نیچه است اما آن چه که دریافت می کند به فراخور زمان و احوالاتی که دارد متفاوت است و بصیرتی که درباره سرشت انسان در این مسیر نصیبش می شود در دو برهه زمانی یاد شده با یکدیگر تفاوت هایی دارد.

اثر پیش رو با زبانی شیوا، صمیمی و بی پرده راه برقراری توازن بین عقل و شوریدگی را نشان می دهد و ثابت می کند که حتی لغزش و اشتباه در مسیر زندگی آموزنده و راهگشا است. “راهنوردی با نیچه” راه “شدن هر آنچه که هستیم” را روشن می سازد.

گزیده ای از کتاب

بکا به آرامی، و با قاطعیت، حرفش را تکرار کرد: «بابا، چی شده؟»

هرگز کسی این سوال را از من نپرسیده بود و من نیز به چندین و چند دلیل هیچ گاه این مسئله را پیش نکشیده بودم. نیچه در زرتشت توضیح می دهد که کودک مظهر “آری گفتنی مقدس” است، لحظه ای نایاب از اجازه و رخصت در میان محدودیت های زندگی بزرگسالی. برای کودک چیزی به اسم پرسش ممنوع وجود ندارد. بنابراین تا جایی که می شد با سرعت و صداقت پاسخ دادم: بابا رفته بود کوهنوردی، در جایی به اسم سوئیس؛ یک شب روی یک کوه خوابید، و گوشش زیادی یخ کرد. البته که دخترک می خواست بداند که چرا پدرش با خود پتو یا کلاه نبرده، و من می خواستم توضیح بدهم تا این که کارول، مادر بکا سرش را داخل آورد و مرا از انداختن ترسی همیشگی در دل کودک نوپایمان نجات داد. کارول گفت: «بابا، این قصه خیلی جالبه. چرا یکی دیگه تعریف نمی کنی؟» بکا را در حوله ای پیچیدم و او را روانه اتاقش کردم. با این حال وقتی داشتم از راهرو می گذشتم کارول این امکان را فراهم کرد تا به خاطره ای بازگردم که معمولا از فکر کردن به آن طفره می رفتم. نجوا کنان گفت: «خودشه، سفر به سوئیس. باید برگردیم اون جا.»

همراهانی یافته و بالاخره پدر شده بودم. با این حال، من نیز به مانند بسیاری از فیلسوفان سفر به سوی پدر شدن را بسیار دشوار یافته بودم: یک ارتباط ده ساله که به طلاق منجر شد، ازدواجی مجدد که از نظر اکثر اعضای خانواده و دوستانم بسیار ناگهانی و شرم آور بود، مسیری که به اتاق زایمان بیمارستان عمومی ماساچوست ختم شد. در آن جا با غریبه ای کوچک و بی دفاع دیدار کردم که به صمیمی ترین همراه ما تبدیل شد. اکنون نیز داشتم به سمت اتاق دخترم و تصمیمی که بار دیگر مرا به نیچه بی فرزند می رساند می رفتم.

محصولات مشابه