اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

راز جنگل هزار دستان

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
مترجم
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

328

شابک

9786222041373

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1398

وزن

260

کد محصول

87788

قیمت پشت جلد

400000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های نوجوانان انگلیسی،قرن 21م،مناسب برای 11تا17سال،تصویرگر:فاطمه علیپور)

تاریخ ورود محصول: 1398/11/15

قیمت برای شما: 400000ریال

توضیحات

کتاب راز جنگل هزار دستان اثری است از لوسی استرینج به ترجمه ندا منعم و چاپ انتشارات هوپا. این کتاب داستانی زیبا و شگفت انگیز را در خود جای داده که در تابستانی طولانی و رویایی اتفاق می افتد.

هنریتا و خانواده اش بعد از اتفاق بدی که در لندن برای شان افتاده به خانه ای جدید در دل جنگل آمده اند، خانه ای که تابلویی آن را «خانه ی امید» نامیده است؛ همه چیز یک جورهایی آشفته به نظر می آید، مادر هنری حسابی مریض است، پدرش مجبور می شود برای انجام کاری به خارج از کشور برود، پیگلت آن قدر کوچک است که نمی تواند همدم خوبی برای هنری باشد و جین، پرستار خانه، وقتی برای بودن با او ندارد. درست در اولین شب هنریتا نوری شبیه به آتش در دل جنگل می بیند و بعد کم کم تصاویری رمز آلود از گوشه و کنار خانه و محیط اطراف آن پیدایشان می شود. همه اتفاقات طوری کنار هم چیده می شود که دختر را به دل جنگل هزاردستان می کشاند، به جایی که زندگی هنری را برای همیشه تغییر می دهد.

گزیده ای از کتاب

«مامان، منم. هن خودتم. من اینجام. واقعی ام. باور کن.»

مامان که آرام ناله می کرد، پرسید: «اینجایی؟» و تمام بدنش به تدریج آرام شد. «واقعا اینجایی. هن خودم…» چند نفس عمیق کشید، با خیال راحت لبخند زد و چشمانش را بست. چند لحظه بعد داشت آرام نفس می کشید.

رز سفید را روی پاتختی گذاشتم. تصور کردم موقع خواب بوی بهشتی گل به مشامش می خورد و کمکش می کند خواب های خوب ببیند.

با اینکه پلک هایش مثل پر پروانه می لرزید و دست هایش گهگاهی تکان می خورد، اما به نظر می رسید دارد به خواب عمیق تری فرو می رود. به نظر شدیدا درمانده می آمد.

دست هایش را سفت بین دست های خودم فشار دادم و آرام گفتم: «پاشو مامان. مامان؟» چرا نمی توانست بیدار شود؟ یک شیشه قرص روی دراورش بود. یک شیشه ی بزرگ که رویش یک برچسب به رنگ زرد روشن چسبیده بود: باربیتورات، آرام بخش. پیش خودم گفتم دکتر هاردی. دکتر هاردی این قرص ها رو بهش داده که مجبورش کنه بخوابه. فکر کردم اگر مامان قرص نمی خورد الان چطوری بود؟ شاید راحت از خواب بیدار می شد و می شد همان مامان همیشگی، اما بعد فکر دیگری کردم. شاید الان دنیای واقعی برایش غیرقابل تحمل باشد. بیش از اندازه غیرقابل تحمل و پوچ…

نه، نمی خواستم چنین چیزی را باور کنم.

چشم هایم را بستم، دست های رنگ پریده و لاغرش را محکم فشار دادم و سعی کردم تمام توانم را در وجودش بریزم. فکر کردم زمانی که آواز بلبل را شنیدم چه حالی داشتم، سعی کردم تصور کنم جادوی آوازش دارد از سر انگشتانم به دست های مامان سرازیر می شود. دلم می خواست مامان بجنگد. نه فقط به خاطر خودش، نه به خاطر پدر و یا حتی پیگلت کوچولوی بیچاره، بلکه به خاطر من. برای من. می دانستم آرزویم خیلی خودخواهانه است، اما دست خودم نبود. دلم مامان همیشگی خودم را می خواست.

هیچ نظری ارسال نشده است

شما می توانید اولین کسی باشید که نظر می دهید

امتیاز کاربران به راز جنگل هزار دستان

ارزش خرید به نسبت قیمت : کیفیت تولید : ارزش محتوا :
0
0
0

شما هم می توانید در مورد این کالا نظر دهید.

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نقد یا نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
نظر خود را بنویسید

محصولات مشابه