اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

دوپارگی ایگو در فرآیند دفاعی

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

263

شابک

9786222671679

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1401

وزن

257

کد محصول

113630

قیمت پشت جلد

950000


مشخصات تکمیلی :

(روانشناسی دوپاره سازی،نقد و تفسیر،زیگموند فروید،1856-1939م)

تاریخ ورود محصول: 1401/03/10

قیمت برای شما: 950000ریال

توضیحات

کتاب دوپارگی ایگو در فرآیند دفاعی، اثر زیگموند فروید است با ترجمه ی مولود سلیمانی و چاپ انتشارات نگاه.

مولف در این اثر اهمیت مفهوم دوپارگی برای روان کاوی معاصر را، از دو منظر فراروان شناسی و بالینی بیان می کند. کتاب پیش رو به تاریخچه مفهوم دوپارگی ایگو با توجه به نظریه های ارائه شده در ارتباط با آن می پردازد. زیگموند در این اثر با پرداختن به مفهوم دوپارگی، که بالطبع بعد از او هرکدام از دانشمندان دیگر تغییراتی در آن ایجاد کرده اند، نشان می دهد که این مقوله چه اهمیت بسزایی در درمان بیماری ها دارد. با مطالعه ی کتاب و پذیرش مفهوم دوپارگی، خواهید دانست مفهوم یاد شده در ساختار بخشی ذهن  چگونه عمل می کند و چه  احساسات و عواطفی را دربرمی گیرد.

گزیده ای از کتاب

شاید بهترین راه برای توضیح تاریخچه مفهوم دوپارگی ایگو و یافتن این حلقه مفقوده از رهگذر گزارشی بالینی باشد که در طول دو دهه درمان تحلیلی فهم من از ماهیت تقسیم ذهن بیمار را تکامل و عمق بخشید. مواقعی در جلسه «ماری» ناگهان عینکش را درمی آورد. پس از این حرکت ناگهانی، تضاد میان چشمان بی روح و عاری از احساسش که از پشت عدسی عینک بزرگ تر می نمود، با چشمان از خشم شعله ورش حتی تاثیرگذارتر بود. در این مواقع صدای بیمار، ترکیب کلمات، زبان بدن و حالات کلی او تغییر می کرد. گویی زندانی ای نسبتا شرور، غل و زنجیر شده و چشم بند زده، ناگهان زنجیر شکسته و چشم بندش را پاره کرده و تمسخرکنان به اسیرکنندگان مات و مبهوتش اعلام می کند: «من آزادم! بیایید و متوقفم کنید!» این جنبه ذهن بیمار که ارزش دزدانه ای برای ناشناخته بودن قائل می شد، همچون تروریست منحوسی عمل می کرد که عزم خود را جزم کرده تا پنهانی عملکردهای روزانه جامعه را به هم بریزد و مختل کند. ظاهرا خشم بیمار که گویی مرا به سخره گرفته بود، در حضور من تقویت می شد. در آغاز وقتی بیمار به من خیره می شد و تمسخرم می کرد و از ماری در نقش سوم شخص حرف می زد، چنان که گویی گروگانش گرفته باشد، احساس سردرگمی و معذب بودن داشتم.

تغییر ادراک بینایی به شکل معناداری در نشانگان او برجسته بود. گاهی دید پیرامونی اش را از دست می داد و احساس می کرد چشم بند به چشم دارد. باقی اوقات اشیا در نظرش کدر می نمود، گویی چشمانش را در آب باز کرده باشد، اما در دیگر موارد تنها میدان دیدش تاریک می شد. در حالی که این اختلالات با نشانگان هیستری تبدیلی همسوتر بودند، ظاهرا تغییر غیرقابل توضیح تر درباره انکسار چشمی اش بود که او را قادر می ساخت در حالات ذهنی خاصی بتواند بدون عینک، اگر نگوییم بهتر، دست کم به خوبی ببیند.

محصولات مشابه