اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

دوزخ

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

227

شابک

9786227786361

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

233

کد محصول

109038

قیمت پشت جلد

570000

تاریخ ورود محصول: 1400/09/15

قیمت برای شما: 570000ریال

توضیحات

کتاب دوزخ: اثر آگوست استریندبرگ است با ترجمه ی آرمین دارابی نژاد و چاپ انتشارات گویا.

این اثر به شرح زندگی استریندبرگ در پاریس و بعد از آن می پردازد. کتاب حاضر که در اوج مشکلات او با سانسورچی ها نوشته شده است، به بررسی وسواس های مختلف و مبارزه با دشمن های درونی خودش از جمله: کیمیاگری، غیبت گرایی، سوئد بورگیسم، شک، سوء ظن، ترس، حساسیت و… می پردازد. این اثر نشان از روان رنجوری این مرد دارد. دوزخ نشان می دهد چگونه استریندبرگ نسبت به پرستاری که از او در بیمارستان نگهداری می کرد و یا در برخورد با مادرزنش با احترام رفتار می کرد. کتاب تصویری را از سرنوشت انسان  و جهنم هایی که در زمین برپا می شود به نمایش می گذارد.

گزیده ای از کتاب

اوج شومان از فراز برگ های انبوه درختان به گوش می رسد؛ اما نوازنده همچنان ناپیدا است و مرا به شک می اندازد که دقیقا در کدام منزل سکونت دارد. برای یک ماه کامل موسیقی هر روز از ساعت 4 تا 5 بعدازظهر ادامه پیدا می کند.

یک روز صبح، همچنان که از خیابان فلور پایین می روم، برای آنکه خودم را با نگاه کردن در رنگین کمانی که در پنجره ی رنگرزی پیداست آرام کنم، وارد باغ لوکزامبورگ می شوم؛ باغ با درختانش که حالا شکوفه داده اند سراسر به افسانه ی پریان می ماند و همان جا بر زمین دو شاخه می بینم که از خشم باد شکسته اند. دو حرف یونانی «پ» و «ی» را نشان می دهند که حروف ابتدا و انتهای نام پوپوفسکی هستند. پس او در حال آزار دادن من بوده و قدرت های ناشناخته خواسته اند از من در مقابل خطر محافظت کنند. من اما با وجود این نشانه ها که گواهی از لطف و مشیت غیبی خداوند هستند باز هم احساس بی قراری می کنم. محافظت الوهیت را به یاری طلبیدم و مزامیر را خواندم، چه از دشمنانم با نفرتی به قدرت انجیل عتیق متنفر بودم، در حالی که شهامت استفاده از جادوی سیاه را که اخیرا در موردش مطالعه می کردم نداشتم. کاش می داشتم!  «خداوندا، برای نجات من شتاب کن؛ برای امداد رساندن به من شتاب کن. بگذار آنانی که عقب روح من آمده اند سرافکنده و مبهوت شوند. بگذار که روی بگردانند و سرگشته و ژولیده شوند آنانی که در پی آزار من اند. بگذار که روی بگردانند تا کفاره ی گناهشان شود این شرم و بگویند: آها! آها!»

در این زمان این دعا را بسیار درست می پنداشتم، این دعا را و بخشایشش را که در انجیل عهد جدید به سان بزدلی القا می شد. به کدامین قدرت ناشناخته دعای ناحقم راه گشود نمی دانم. ادامه ی این روایت، به هر بابتی که هست، نشان می دهد که دعایم شنیده شد.

محصولات مشابه