اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

دن کیشوت (2جلدی)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
مترجم
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

1266

شابک

9786008349563

نوبت چاپ

1

تاریخ تجدید چاپ

1401-08-24

سال چاپ

1400

وزن

1323

کد محصول

108173

قیمت پشت جلد

3900000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های اسپانیایی،قرن 16)

تاریخ ورود محصول: 1400/08/12

قیمت برای شما: 3900000ریال

توضیحات

کتاب دن کیشوت (2 جلدی): اثر میگل د سروانتس است با ترجمه ی سلمان ثابت و چاپ انتشارات یوبان.

این کتاب از شاهکارهای رمانهای نوین اروپایی است که به عنوان اولین رمان مدرن جهان شناخته شده است. اثر حاضر سرشار از داستانهای عاشقانه و تلخ و شیرین است و پرده از اسرار و رمز و راز جهان بر می دارد. دون کیشوت به همراه خدمتکارش سانچو پانرا با یکدیگر دور دنیا را می چرخند و جذاب ترین داستان ها را رقم می زنند که تاثیری عمیق و شگرف بر تمامی نسل ها می گذارد. دون کیشوت  خیال باف است و قدرت تخیل بالایی دارد و تحت تاثیر کتاب هایی که خوانده و قوه ی تخیل خود تصمیم می گیرد با اسبش دور دنیا را بگردد تا عدالت را برقرار کند و از مظلومان در برابر حاکمان ظالم و ستمگر دفاع کند.

گزیده ای از کتاب

وقتی دن کیشوت از کاروانسرا خارج شد خورشید در حال طلوع کردن بود. به خاطر دریافت نشان شوالیه چنان خوشحال و هیجان زده بود که نزدیک بود با ضربه ی پاهاش به پهلوی اسب، دنده های حیوون بیچاره رو بشکنه. اما ناگهان نصیحت صاحب کاروان سرا در مورد وسایل موردنیاز برای سفر رو به یاد آورد. پس تصمیم گرفت به سمت خونه ی خودش برگرده تا پول، پیراهن تمیز و بقیه وسایل موردنیازش رو تهیه کند. همین طور به ذهنش رسید که ملازمی هم برای خودش پیدا کنه و به یاد همسایه فقیر خودش افتاد که توی مزرعه کار می کرد اما لیاقت و شایستگی خدمت به یه شوالیه رو داشت. با این هدف افسار اسب رو کشید و اون رو به سمت روستای خودش برگردوند و روسی نانت که مسیر خونه رو می شناخت با چنان شتابی شروع به دویدن کرد که به نظر می رسید داره توی هوا پرواز می کنه.

کمی که جلوتر رفت صدای زجه و گریه ی کسی رو از داخل بیشه زار سمت راست خودش شنید. به محض شنیدن این صدا با خودش گفت: «منت خدای را عزوجل که چنین لطفی به بنده اش روا داشت و به این زودی فرصتی به من داد تا به تعهدات خود عمل کنم و ثمره ی هدف و آرزوهایم را بچشم. بی شک چنین صدای گریه و ناله ای از آن مرد یا زنی نیازمند است که به کمک و حمایت من احتیاج دارد.» روسی نانت رو به سمت صدا هدایت کرد. وقتی به بیشه رسید چند قدم بیشتر بنداشته بود که دید اسبی به یه درخت بلوط و کنار اون هم پسر جوونی حدودا پونزده ساله به یه درخت بلوط دیگه بسته شده بود. پسرک از کمر به بالا برهنه بود و صدای زجه و ناله از او بلند می شد. این ناله های دردناک بی دلیل نبودن چون یه مرد کشاورز قوی بنیه داشت او را با کمربند چرمی کتک می زد و همراه با هر ضربه به او دشنام می داد.

محصولات مشابه