اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

دفترچه خاطرات راولی جفرسون 3 (داستان های ترسناک رفیق جینگ بچه ی چلمن)

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

200

شابک

9786001944901

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

197

کد محصول

105576

قیمت پشت جلد

490000


مشخصات تکمیلی :

(دفترچه خاطرات،داستان دوستی،گروه سنی:ج(10تا11سال))

تاریخ ورود محصول: 1400/05/06

قیمت برای شما: 490000ریال

توضیحات

کتاب داستان های ترسناک رفیق جینگ بچه ی چلمن: اثر جف کینی است با ترجمه ی سهیلا کمالی و چاپ انتشارات حوض نقره.

کتاب پیش رو حاوی قصه های مصور ترسناک و خیالی و گاهی هم خنده دار راولی جفرسون است. قصه های ترسناکی همچون اسکلت ها، زامبی ها، کله ی آدم ها و…

یکی از قصه های کتاب روایتگر داستان روان پسر بچه ی شادی است که متوجه رشد زیاد مو در بدنش می شود. زمانیکه دلیلش را از پدر و مادرش سوال می کند به او پاسخی می دهند که باعث می شود در نهایت روان الگویی برای پدر و مادرش شود تا همانند روان با خود واقعی شان به زندگی ادامه بدهند و خود واقعی شان را از کسی پنهان نکنند.

گزیده ای از کتاب

روان خیلی وحشت کرده بود. کمد وسایل مامان و بابا را در دست شویی گشت تا ببیند چیزی هست که به او کمک کند و چیزی پیدا کرد که به نظرش راه حل مشکل بود.

اما لابد دلیلی دارد که بچه ها نباید به کمدهای پدر و مادرشان توی دست شویی دست بزنند. چون دو ثانیه بعد از این که روان در بطری را باز کرد، از شدت بو غش کرد.

وقتی بیدار شد، توی تخت خوابش بود. اولش فکر کرد شاید همه ی این ماجرای مو یک خواب بد بوده، اما با نگاهی به بازویش فهمید که این طور نیست.

پدر و مادر روان وارد اتاقش شدند و او نگران بود که مبادا به خاطر باز کردن در موبر بدون اجازه گرفتن، از دستش عصبانی باشند.

اما آن ها اصلا عصبانی به نظر نمی رسیدند. راستش یک جورهایی خوش حال هم بودند.

مامان و بابای روان گفتند که سال هاست منتظر چنین روزی هستند و وقتش رسیده که با او صحبت کنند.

روان با خودش فکر کرد قبلا هم صحبت کرده اند، آن موقع که مامان و بابا برایش توضیح دادند که بچه ها چطور به دنیا می آیند. اما آن ها گفتند این دفعه صحبتشان کاملا فرق دارد.

پدر و مادرش به او گفتند گاهی بچه ها به سن خاصی می رسند که بدنشان شروع به تغییر می کند. و روان غمگین شد چون خودش را همان طوری که بود، دوست داشت.

روان تا همین جا هم حدس زده بود که این حرف ها قرار است به کجا برسد، برای همین سوالی را پرسید که کل روز ذهنش را مشغول کرده بود.

این سوال باعث شد پدر و مادر روان غش غش بخندند و روان خجالت کشید چون خیلی طول کشید تا خنده شان قطع شود.

 

 

 

محصولات مشابه