اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

دزدان دریایی کارائیب 1 (جک اسپارو:جدال با طوفان)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
مولف
مترجم
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

82

شابک

9786222192358

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

97

کد محصول

108787

قیمت پشت جلد

800000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های نوجوانان آمریکایی،قرن 21م،مناسب بالای 14 سال،بازبینی و تصحیح:رضا قلندری،تصویرگر:نادیا دیباج)

تاریخ ورود محصول: 1400/09/03

قیمت برای شما: 800000ریال

توضیحات

کتاب دزدان دریایی کارائیب 1 اثر راب کید است به ترجمه زهرا صلاحی و چاپ انتشارات باژ.

شخصیت اصلی داستان پیش رو ناخدا جک اسپارو است که به تازگی مالک یک کشتی، خدمه و یک کلاه شده و قرار است صادقانه هر آن چه که او و همراهانش در حین ماجراجویی های خود بر امواج دریاها و یا در خشکی تجربه می کنند روایت شود. او اکنون مالک کشتی پر افتخار بارنکل است و ماجرایش از نحوه ناخدا شدن آغاز می شود و چگونگی به دست آمدن  کلاهش شرح داده می شود.

ماجرا از شبی بارانی و طوفانی آغاز می شود، از جزیره تورتگا، در حالی که اهالی ترجیح داده اند در خانه گرم و نرم خود بمانند و دزدان دریایی در مهمان خانه عروس وفادار مشغول نوشیدن و تفریح هستند. در همین شب است که ناگاه جوانی غریبه از در مهمان خانه وارد می شود، به سوی یکی از دزدان می رود و تلاش می کند کیسه ای را که برای خودش است از چنگ او در بیاورد و همین حرکت باعث شکل گیری همهمه و شلوغی در مهمان خانه می شود. جوان که جک اسپارو نام دارد تا لحظه آخر در برابر هجوم دزدان دریایی مقاومت می کند و لحظه ای که درمی یابد امیدی به فرار نیست توسط پیشخدمت جوان مهمان خانه آرابلا به سوی در پشتی مهمان خانه کشیده می شود تا هر دو پای در شبی طوفانی بگذارند.

گزیده ای از کتاب

فیتز ویلیام دستور داد: «تسلیم شو.» و پیروزمندانه لبخند زد.

جک ابروهایش را در هم کشید. برای لحظه ای به نظر می آمد نمی خواهد تسلیم شود. بالاخره آهی کشید و شمشیرش را انداخت.

جک غرغر کرد: «باشه، باشه. لازم نکرده این قدر مغرورانه رفتار کنی.»

فیتز ویلیام شمشیرش را با صدای رضایت بخشی غلاف کرد و دستش را به سمت جک دراز کرد تا کمکش کند بایستد. «می بینم علاوه بر این که ملوان مهمی هستی، بازنده خوبی هم هستی. چه هم سفرهای قابلی نصیبم شده.»

جک دست فیتز ویلیام را کنار زد و خودش بلند شد. رو به آرابلا زمزمه کرد: «این فیتزی واقعا آزاردهنده ست، نه؟»

آرابلا چندان مخالف نبود. شاید قوی و ماهر و خوش قیافه بود، اما فیتز ویلیام پی. دالتون سوم قطعا ویژگی های لازم برای یک از خودراضی درجه ی یک را هم داشت.

آرابلا دستش را دراز کرد و گفت: «خب پس ما الان یه تیم هستیم.» فیتز ویلیام با تردید دستش را گرفت. برای اولین بار به نظر می آمد که دودل است. جک دستش را روی دست دو نفر دیگر گذاشت و با شوروشوق غیر منتظره ای لبخند زد و گفت: «پیش به سوی ماجراجویی!»

آرابلا لبخند زنان تکرار کرد: «به افتخار ماجراجویی.»

فیتز ویلیام هم آرام و جدی گفت: «بله، به افتخار ماجراجویی.»

جک با لبخند اضافه کرد: «و البته به افتخار گنج و آزادی!»

محصولات مشابه