اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

در آغوش نور 6

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

352

شابک

9786001182709

نوبت چاپ

6

سال چاپ

1398

وزن

334

کد محصول

81647

قیمت پشت جلد

700000


مشخصات تکمیلی :

(چاپ:اول ناشر،خاطرات و سرگذشتنامه احضار کنندگان ارواح و تجربه های دم مرگ،ایالات متحده)

تاریخ ورود محصول: 1398/06/09

قیمت برای شما: 700000ریال

توضیحات

کتاب در آغوش نور 6 اثری است از ند داگرتی، به ترجمۀ فریده مهدوی دامغانی و چاپ انتشارات ذهن آویز. ند داگرتی، شخصی بی توجه به زندگی معنوی و روحانی که اعتقادی به معاد نداشته، در کتاب پیش رو از تجربۀ خود از عالم مرگ و بازگشت از آن می گوید. تجربه ای که او را در مسیری خاص قرار داد تا به شناخت باطن خویشتن دست پیدا کرده و آگاهی روحانی و معنوی مورد نیاز خود را بیابد.

گزیده ای از کتاب

من و دن بر فراز جنگل دن گل شناور شدیم و من برج های مرتفع کلیسای قدیس سنت گبریل را شناختم. با همان حالت شناور، از کنار آن ها گذشتیم. ما همچنان در هوا پرواز می کردیم، تا سرانجام، درست بر فراز خیابان الم، بر روی سطح زمینی آسفالتی حضور یافتیم. برای لحظه ای آرام و بی دغدغه از حرکت خود دست کشیدیم و به خانۀ مادربزرگم نظر انداختیم. شبی تاریک و ساکت بود. هیچ موجود زنده ای در خیابان ها مشاهده نمی شد. لحظه ای سرشار از آرامش و یادآوری خاطرات شیرین دوران کودکی ام بود. همچنان که در هوا تعمق و تامل می کردم، از آن لحظه، لذتی بس عمیق بردم و سرانجام به صلح و آرامشی ملکوتی دست یافتم.

ناگهان شب تاریک محو گشت و بی درنگ آسمانِ درخشانِ یک روز تابستانی، با رنگ آبی خیره کننده و عاری از ابر، جایگزین شد. با این حال، نوری که از آن صحنه عبور می کرد، نور خدا بود. احساس می کردم که نه تنها خودم، بلکه همۀ چیزهایی که در اطرافم بود، با نور الهی، در آغوش گرفته شد…

احساس آرامش و خشنودی و رضایت و شادمانی می کردم. عشق الهی را که از میان تمام آفرینش او به هر سو جریان می یافت، به خوبی احساس می کردم. من و دن هنوز هم بر فراز خیابان الم در هوا شناور مانده بودیم، اما به نظرمان می رسید که همه چیز در برابرمان، حالتی نو و تازه پیدا کرده است.

محصولات مشابه