اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

دری وروجک 4 (دندان لق)

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

152

شابک

9786004135863

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1398

وزن

133

کد محصول

89211

قیمت پشت جلد

200000


مشخصات تکمیلی :

(داستانهای تخیلی خواهران و برادران،،گروه سنی:ب(7تا9سال)،تصویرگر:ابی هنلون،تونی راس)

تاریخ ورود محصول: 1399/01/25

قیمت برای شما: 200000ریال

توضیحات

کتاب دری وروجک: دندان لق، اثری است از ابی هنلون به ترجمه شیدا رنجبر و چاپ انتشارات محراب قلم. این کتاب روایتگر داستانی خواندنی و پر جنب و جوش از دری است، دختری که همه او را وروجک صدا می کنند. وروجک، علاوه بر دنیای واقعی که همه ما در آن زندگی می کنیم در یک دنیایی خیالی که فقط برای خودش است هم زندگی می کند. او در آنجا یک دشمن، یک نگهبان، هیولا و چیزهای دیگری دارد. امروز، روز خیلی خوبی برای دری نبوده چون اولش مجبور می شود کاپشن زشت پفکی را بپوشد و  بعدش سروکله دشمنش پیدا می شود؛ تازه امروز یک اتفاق جدید هم می افتد، برای اولین بار دندان او لق می شود.

گزیده ای از کتاب

مامان به لوک و ویولت که از پله ها پایین می آیند، می گوید: «هی، بچه ها، ملودی این جاست.»

ولی آن ها تا اسم ملودی را می شنوند، فوری برمی گردند و با تمام سرعت از پله ها بالا می روند.

مامان طوری نگاهم می کند که یعنی تو رفتارت بهتر باشد.

به ملودی می گویم: «می خواهی بازی سرزمین آب نبات ها را بکنیم؟»

ملودی می گوید: «بدم نمی آید.»

مامان ها می روند توی آشپزخانه چای بخورند.

می گذارم ملودی اول بازی را شروع کند. خوشبختانه، مدام کارت های دو رنگ گیرش می آید. برای همین دو تا دو تا جلو می رود و از من جلو می افتد. توی دلم آرزو می کنم ببرد؛ چون نمی خواهم گریه کند. وقتی کارت سبز گیرم می آید، خیلی خوشحال می شوم. این طوری توی خانه ی شیرینی شیرین بیان می مانم.

ولی باز ملودی گریه می کند!

می گویم: «نه! من توی خانه ی شیرین بیان چسبناک گیر کرده ام، نه تو! ببین. من قرمزم! تو زردی.»

-می دانم.

-پس چرا داری گریه می کنی؟

با گریه می گوید: «چون دلم برایت می سوزد.»

همیشه فکر می کردم گریه های ملودی ادا هستند؛ به خاطر چیزهای بیخودی که برایشان گریه می کند… حالا هم خیال میکنم ادا در می آورد، ولی گلوله گلوله اشک های گنده از چشم هایش بیرون می آیند.

اشک هایش آن قدر بزرگ اند که صفحه بازی خیس می شود!

به ملودی می گویم: «نه، اشکالی ندارد! فقط یک دور را بازی نمی کنم، مهم نیست. جوری نمی شود که.»

ملودی می گوید: «می شود پاک کنیم؟»

-خانه ی شیرین بیان را پاک کنیم؟ چه فکر جالبی!

ملودی می گوید: «نه. منظورم بازی پاک کردن است.»

می گویم: «آره، شیرین بیان خیلی چسبناک است! همه جای کف پخش شده! زود باش، بلند شو!»

می دویم توی حمام و چند تا کهنه و یک ظرف صابون مایع برمی داریم. حالا دیگر ملودی ساکت نیست و تند تند حرف می زند.

محصولات مشابه