اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

دروغ رنگ باخته،یک داستان واقعی

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

448

شابک

9786227786286

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

414

کد محصول

109041

قیمت پشت جلد

980000

تاریخ ورود محصول: 1400/09/15

قیمت برای شما: 980000ریال

توضیحات

کتاب دروغ رنگ باخته: یک داستان واقعی، اثر دیوید کرو است با ترجمه ی محسن صالحی اصیل و چاپ انتشارات گویا.

دروغ رنگ باخته، یک داستان واقعی و شرح حال زندگی دیوید کرو است که تمام خاطرات خود را از دوران کودکی، تمام لحظات و وقایع خود را از شرایط سخت و زندگی خشونت بار خود از ایستگاه ناواهو، گالپ تا کاخ کنگره در این اثر ثبت کرده است. این کتاب روایتگر زندگی پرملال مردی است که اتفاقات هولناکی را در زندگی تجربه کرده است و آنها را با بیانی زیبا و شیرین با خواننده به اشتراک می گذارد. دیوید کرو امروزه یک سخنران مورد توجه است که برای سازمان های مختلف در سراسر جهان سخنرانی می کند.

گزیده ای از کتاب

از روی مبل بلند شد و تلویزیون را روشن کرد. «دیگه باهات کاری ندارم. از صحبت کردن باهات خسته شدم، هیچ ربطی به گوش و چشمت نداره، تو یه احمقی. همین.»

آن شب به حرف های پدر و مادرم در مورد خودم گوش دادم: «شاید دیوید به خانواده احمق تو رفته، باید ته و تویش رو در بیارم.» این ها را با صدایی بلند می گفت.

یک هفته بعد، او کتابچه ای را روی میز آشپزخانه مقابل من گذاشت، تست ضریب هوشی که از یک شرکت دوره مکاتباتی خریداری کرده بود. او گفت: «اینا رو در سریع ترین حالت ممکن پر کن.»

«کیکی رو برش می زنی. هر جای خالی باید یک کلمه یا شماره داشته باشه.» مدادی را به دستم داد. «من باید بدونم که چقدر احمقی.» زمان سنج آشپزخانه را چرخاند. «شروع کن».

بعد از اینکه بیشتر جواب ها را حدس زدم، کتابچه را به او دادم، قلبم تندتند می زد. پدر صفحات را ورق می زد و با هر صفحه سری تکان می داد. «نتیجه این تست از حد متوسط هم پایین تره.» پدر به مادرم که در حال شستن ظرف ها بود نگاهی انداخت و گفت: «دیوید به اندازه کافی خوب نیست.» کتابچه را محکم به زمین کوبید و از آشپزخانه خارج شد.

اتاق دور سرم می چرخید و نمی توانستم نفس بکشم- شاید پدر به شکمم هم مشت زده بود. همان طور که صدای تلویزیون را شنیدم، به خودم قول دادم که بیش از هر فرد دیگری درون خانواده، در مدرسه- به روش خودم یاد بگیرم و روزی به قدری ثروتمند و مشهور شوم که همه از مسخره کردنم پشمان بشوند.

هر شب قبل از خواب کتاب می خواندم. بعد از آن هم با چراغ قوه زیر پتو به خواندن ادامه می دادم تا وقتی خوابم ببرد. معمولا صبح هم کنار کتاب یا مجله ای که صفحاتشان چروک خورده بود یا پاره شده بود، از خواب بیدار می شدم.

محصولات مشابه