اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

دختر قهرمان

وضعیت: ناموجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

وزیری

نوع جلد

زرکوب

تعداد صفحات

423

شابک

9782000819981

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

695

کد محصول

92022

قیمت پشت جلد

650000


مشخصات تکمیلی :

(داستانهای تاریخی فارسی،قرن 14)

تاریخ ورود محصول: 1399/04/08

قیمت برای شما: 650000ریال

توضیحات

کتاب دختر قهرمان اثر حمزه سردادور است به چاپ انتشارات باهم.

کتاب پیش رو در قالب رمانی جذاب گوشه هایی از تاریخ ایران را به تصویر می کشد و به ویژه زندگی سیاسی و نظامی شاه اسماعیل صفوی را که در میان پادشاهان ایرانی از منزلتی خاص برخوردار است مورد توجه قرار می دهد. در این رمان خواننده با زوایا و ابعاد مثبت و منفی شخصیت شاه اسماعیل آشنا می شود و دو چهره متفاوت او را می بیند؛ همچنین یک شخصیت روحانی نمای اهل تسنن به نام شیخ عبدالهادی را  مشاهده می کند که برای کسب قدرت و رسیدن به خواسته ی خود از هیچ رذالتی دست نمی کشد، با بزرگان و سرداران قومی رو به رو می شود که دختران شان را برای دستیابی به مقام کنیز دربار می کنند و از زنانی می خواند که از مقام زنیت خارج می شوند و در حرمسرای دربار کینه جو، بد سرشت، فاسد و بی اخلاق می گردند.

گزیده ای از کتاب

عایشه تبسم غم انگیزی به لب آورد و جواب داد خدا می داند، اما از تبسم و طرز نگاهش معلوم بود که چیزهایی می داند و می ترسد بروز بدهد. تاجلی بنای اصرار گذاشت و قسمش داد تا بالاخره عایشه نگاهی به اطراف کرد و مثل کسی که کار پرخطری را انجام می دهد سر جلو آورد و گفت: مسلما این کار نازنین است. از قدیم گفته اند از آن نترس که های و هوی دارد از آن بترس که سر به تو دارد. می دانی تاجلی جان، راست است که من و تو جزو ندیمه های شاه محسوب می شویم و اسم و رسم و عنوان و مقامی در این خانه نداریم. نازنین عقد کرده شاه است، البته چشمش برنمی دارد که شاه غیر از او زن دیگری را به عقد خود درآورد. حتی من خبر دارم چند دفعه به شاه گفته بوده که اگر او بخواهد دختر دیگری را به عقد خود در آورد به هیچ قیمتی زیر بار همچو سرافکندگی نخواهد رفت. خلاصه وقتی دید که مادر شاه اسماعیل اصرار دارد که پسرش با لیلی عروسی کند و شاه هم بی میل نیست، تصمیم گرفت لیلی را مسموم کند تا هوویی نداشته باشد. عایشه این قدر دلیل و برهان آورد تا تاجلی ساده و خوش باور را متقاعد کرد و بعد قسمش داد که به کسی حرف نزند، مراقب خودش باشد و از دست نازنین چیزی نگیرد. کمی مکث کرد و بعد گفت: لیلی مرد و راحت شد ولی من می ترسم این دختره لاهیجانی همین بلا را سر تو بیاورد. من بارها او را زیر چشمی پاییده و متوجه شده ام که هروقت شاه اسماعیل نسبت به تو ابراز لطف و محبت می کند نازنین چنان خشمناک می شود که نزدیک است از حسادت بترکد. باید خیلی مواظب خودت باشی. یقین دارم که بعد از لیلی نوبت تو است.

محصولات مشابه