اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

دختر با بارانی زرد و نه نمایشنامه دیگر

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

زرکوب

تعداد صفحات

408

شابک

9786001302671

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

566

کد محصول

110409

قیمت پشت جلد

1450000


مشخصات تکمیلی :

(نمایشنامه نروژی،قرن 20م)

تاریخ ورود محصول: 1400/11/04

قیمت برای شما: 1450000ریال

توضیحات

کتاب دختر با بارانی زرد و نه نمایشنامه دیگر: اثر یون فوسه است با ترجمه ی محمد حامد و چاپ انتشارات شباهنگ.

این اثر که جوایز متعددی را از آن خود کرده است، حاصل 30 سال نمایشنامه نویسی مولف است. کتاب حاضر دربردارنده ی 10 نمایشنامه است که با مطالعه ی آنها، با روند رشد و تحول کار نمایشنامه نویسی یون فوسه آشنا خواهید شد. یون فوسه نمایشنامه نویس و نویسنده نروژی است که در این اثر با به تصویر کشیدن موضوعات تازه و نو، نظر کارگردانان و نمایشنامه نویسان را به خود معطوف کرده است. نمایشنامه دختر با بارانی زرد، با حضور زن و مردی تنها آغاز می شود که هر دو از تنهایی خود صحبت می کنند و…

گزیده ای از کتاب

مرد پیر: یوهان آرنت هپولاتی!

مرد جوان: تو باید زن هپولاتی رو روزی می دیدی! نمی دونی که چه قدر چاقه طرف! از این چاق…

(حرف خود را می خورد.)

شاید باورت نشه که چه قدر چاقه طرف!

مرد پیر: چرا، باورم می شه. چاقه دیگه.

مرد جوان: چی تصور کردی؟

(مکث کوتاه، مرد جوان برمی خیزد.)

چه خیال کردی مرد حسابی؟ فکر کردی من نشستم و یه بند خالی می بندم برات؟ شایدم فکر می کنی هپولاتی آدمی وجود نداره رو زمین؟ یعنی تو فکر می کنی، من تا این اندازه نامعقولم؟ یعنی می گی این همه مزخرفم؟ تو چته؟ چه خیال کردی مگه؟ نکنه فکر می کنی، آدم فقیر و بی چاره ای هستم که نشسته بی خودی همین طوری!

(مرد پیر برمی خیزد.)

یعنی با این دک و پز و سر و وضع، این قدر من آس و پاسم که حتا، یک نخ سیگار ندارم؟ خوشم اصلا نمیاد راجع به من ، این جوری فکر بکنن. نه تو، نه کس دیگه. نه تو، نه کس دیگه! هیچ کسی رو حوصله نمی کنم، این جوری خیال کنه راجع به من.

(مرد جوان برمی خیزد و به راه می افتد.)

باز دوباره تو خیابون راه افتادم. رفتم و رفتم و رفتم.

(مکث کوتاه.)

سر من پر افکار پراکنده و بی نام و نشون! مثل فوجی زنبور متصل وول می خوره توی سرم!

(مکث کوتاه، مرد پیر می نشیند روی نیمکت. بسته ی کاغذی اش را باز می کند. چند برگه ی کالباس بیرون می آورد و شروع به خوردن می کند.)

و چه سرده این پاییز! خب دیگه پاییزه!

(مکث کوتاه)

همه جا پاییزه! هم بالا روی درخت ها پاییزه.

(مرد جوان به بالا نگاه می کند.)

هم پایین روی زمین پاییزه.

(مرد جوان به زمین نگاه می کند.)

اما زندگی هم کارشو داره می کنه. زندگی زنده ست و پر حرکت و پر سر و صداست، و نمی خواد بمیره.

محصولات مشابه