اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

خواهرم،قاتل سریالی

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

244

شابک

9782000824794

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

249

کد محصول

92581

قیمت پشت جلد

400000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های انگلیسی،قرن21،نامزد جایزه بوکر و ادبیات داستانی زنان،2019،برنده ی جایزه کتاب لس آنجلس تایمز،2019)

تاریخ ورود محصول: 1399/04/23

قیمت برای شما: 400000ریال

توضیحات

کتاب خواهرم، قاتل سریالی، اثر اویینکن بریتویت است به ترجمه پگاه ملکیان و چاپ انتشارات گویا.

رمان پیش رو روایتگر داستانی پر هیجان، خون آلود و آمیخته با جنایت پیرامون دو خواهر است؛ ایولا دختری با ظاهر و اندامی جذاب که می تواند به سادگی هرکس را به خود جذب کند و کورده دختر پرستاری که هرگز نمی تواند در زیبایی با خواهرش برابری کند، اما در پاک کردن رد خون خیلی حرفه ای است؛ به ویژه در پاک کردن آثار و رد خون مردان و پسرانی که به دست خواهر جذابش به قتل می رسند. این عادت بد و خطرناکی است که ایولا دارد، کورده با این مسئله مشکل چندانی ندارد اما تنها تا زمانی که ایولا دست روی دکتر جذابی می گذارد که مورد علاقه اش است، این جاست که کورده باید وارد عمل شود؛ از یک سو او باید دکتر را از مرگ نجات دهد و از سویی دیگر راز خواهرش را هم چنان حفظ کند. اما آیا این کار شدنی است؟

گزیده ای از کتاب

آن روز عصر، وقتی با حالت انفجار به اتاق ایولا می روم، او را می بینم که پشت میزش نشسته و لباس جدیدش را طراحی می کند. او لباس هایی را که طراحی می کند، می پوشد و در شبکه های اجتماعی به اشتراک می گذارد و به سختی می توان تعداد سفارش هایی را که سرازیر می شود، مدیریت کرد. این یک ترفند بازاریابی است: شما به یک آدم زیبا با یک بدن فوق العاده نگاه می کنید و فکر می کنید شاید اگر لباس ها و زیورآلات مناسب را با هم جور کنید، شما هم می توانید به زیبایی او به نظر بیایید. گیس هایش جلوی صورتش را گرفته، اما من نیازی به دیدنش ندارم تا بفهمم برای تمرکز زیاد، دارد لب هایش را می جود و اخم کرده است. روی میز چیزی جز دفتر طراحی، خودکارها و سه بطری آب نیست که یکی از آنها تقریبا خالی است. اما بقیه ی چیزها سر و ته شده است. لباس هایش پخش زمین شده، از کمد سرازیر و روی تخت کپه شده است.

تیشرتی را که جلوی پایم افتاده است، برمی دارم و تا می کنم.

«ایولا.»

«چیه؟» نه سرش را بلند می کند، نه نگاهم می کند. یکی دیگر از لباس هایش را برمی دارم.

… «.. ازت می خوام دیگه با تاده حرف نزنی.»

…«چرا؟»

«به نظرم اصلا کار عاقلانه ای نیست که رابطه ای رو با او شروع کنی.»

«چون بهش صدمه می زنم؟»

«من این حرف رو نزدم.»

درنگ می کند. به حرف هایم فکر می کند.

«ازش خوشت می آد؟»

محصولات مشابه