اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

خانه ی مغایرت (داستان ما،رمان ایران26)

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

152

شابک

9786008145424

نوبت چاپ

3

سال چاپ

1397

وزن

138

کد محصول

98342

قیمت پشت جلد

240000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فارسی،قرن 14،تصویرگر:نسیم بهاری)

تاریخ ورود محصول: 1399/09/23

قیمت برای شما: 240000ریال

توضیحات

کتاب خانه ی مغایرت، به قلم محمدعلی جعفری نگارش شده و از سوی انتشارات شهرستان ادب در 152 صفحه منتشر و روانه بازار کتاب شده است.

کتاب پیش رو روایتگر داستانی شیرین و جذاب پیرامون پسری جوان به اسم سعید است. او تنها فرزند از یک خانواده ثروتمند و زاده شهر یزد است؛ سعید عاشق دختری به اسم سحر از یک خانواده پرجمعیت و سنتی می شود. این عشق و دلدادگی و شرایط جدید که برایش پیش می آید باعث می شود زندگی او دچار تغییر و تحولاتی شود که موقعیت های طنزآمیزی به دنبال می آورد.

گزیده ای از کتاب

یک روز گرم تابستانی حدود ساعت دو بعد از ظهر در گرمایی که سگ له له می زد، عاشق شدم. رفته بودم بستنی بخورم. آوازه ی بستنی فروشی «علاوه تر» را از خاله جان شنیده بودم. آن ها تا پس پیلارسال توی محله ی فهادان همسایه ی یک در و یک بام بودند. علاوه بر بستنی« علاوه تر» زیاد هم از خانواده ی پدر زن جان می گفت.

« این آقای غفوری پنج تا بچه دارد ولی اگر پاش بیفتد اصلاً ترسی ندارد که تا ده تا هم بیارد.»

شنیده بودم بچه ها را می ریزد توی هیلمن دو در و همه ی هفته می روند ده و دوده؛ از تفت و سانیچ گرفته تا ده بالا و طزرجان و پیست سخوید. این که مثل سرویس قابلمه چدن، بچه های پشت سرهم داشتند برایم لذت بخش بود. شب قبل از آن روز گرم تابستانی باز خاله جان از دست پخت مادرزن جان حرف می زد. از دانشگاه بر می گشتم که با خودم گفتم بدک نیست برویم این آقای غفوری و بستنی فروشی اش را هم ببینیم. هم فال بود و هم تماشا. می خواستم ببینم مردی که پنج تا بچه دارد چه شکلی است. کلاً زیاد با خاله جان رفت و آمدی نداشتیم. هر وقت هم می رفتیم خانه شان توجهی به بستنی فروشی« علاوه تر» نمی کردیم.

 

 

محصولات مشابه