اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

خاطرات چلمن یک بچه دست و پا چلفتی11 (خاطرات مدرسه قدیمی)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

217

شابک

9786227434088

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

237

کد محصول

104922

قیمت پشت جلد

540000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فکاهی مصور،زندگی خانوادگی،گروه سنی:ج(10تا11سال))

تاریخ ورود محصول: 1400/04/15

قیمت برای شما: 540000ریال

توضیحات

کتاب خاطرات چلمن 11، یک بچه دست و پا چلفتی: خاطرات مدرسه قدیمی، نوشته جف کینی است به ترجمه طاهره فهیمی و چاپ انتشارات خلاق.

گرگ هفلی پسری نوجوان و پر شر و شور است که خاطرات خودش را با زبانی خواندنی و جذاب می نویسد؛ او گمان می کند آدم بزرگ ها به زندگی بچه های امروزی که پر از سرگرمی است و با فناوری گره خورده حسودی می کنند و مدام تلاش دارند این حس حسادت را با گفتن جملاتی مثل این که قدیم ها همه چیز بهتر بود آرام کنند. خانواده گرگ به تازگی یک حیوان خانگی آورده اند و این باعث شده او خیلی دوست نداشته باشد در خانه بماند، گرگ معتقد است روزی گربه ها بر انسان حکومت می کنند و این قطعا تقصیر خانواده اوست. با وجود این گربه ی خوشبخت پسر باید رفتن به مدرسه را ترجیح دهد، هرچند مدرسه هم انگار جذابیت خاصی ندارد پس او باید تنوعی در کارهای مدرسه اش ایجاد کند…

گزیده ای از کتاب

خوش بختانه، امروز صبح مامان، بابا را برای یک سفر کاری به فرودگاه رساند و می دانم تا موقعی که بابا به ماموریت رفته است، نمی تواند تمام وقت مرا زیر نظر داشته باشد. اما به هر حال هنوز هم مراقبم، چون ممکن است او یکی از دوربین ها را جایی به کامپیوتر وصل کرده باشد.

امروز صبح وقتی مسواک می زدم، خیلی مواظب بودم در خمیر دندان را همان طور که بابا یادم داده بود، ببندم.

اما انگشت هایم لیز بودند و در خمیر دندان از دستم داخل روشویی افتاد.

درپوش چند بار به این طرف و آن طرف خورد، تا این که از سوراخ راه آب پایین رفت.

می دانستم بابا به محض این که به خانه برسد سریع به دست شویی طبقه ی بالا می رود تا ببیند که در خمیردندان را بسته ام یا نه، پس باید آن را پیدا می کردم.

قبل از هرچیزی یک گوش پاک کن برداشتم تا شاید بتوانم در خمیردندان را با آن بیرون بیاورم، اما به جای در خمیردندان کلی مو و چیزهای دیگر بیرون آوردم.

حالا می دانم که داخل سنگ روشویی مردم چه چیزهایی پیدا می شود؛ محال است که لوله کش شوم.

فکر کردم که شاید با آن گوش پاک کن در خمیردندان را بیش تر در آب فرو کرده باشم، برای همین در کابینت زیر روشویی را باز کردم تا ببینم ماجرا از چه قرار است.

می دانستم که بابا کلی کتاب خودآموز لوله کشی در زیرزمین دارد و مطمئنم که در این کتاب ها قدم به قدم به آدم یاد می دهند که چه طور این جور مشکلات را حل کنیم.

از سر و ته کتاب خودآموز چیزی متوجه نمی شدم. برای همین سر اصل ماجرا رفتم. زیر سینک یک لوله ی پلاستیکی بود که فکر کردم در خمیردندان باید یک جایی داخل آن باشد.

برای همین پیچی که لوله ی پلاستیکی را به لوله ی آهنی وصل می کرد، باز کردم و لوله به راحتی جدا شد.

به گمانم شیرفلکه را باز کردم، چون یک دفعه آب با فشار خارج شد…

محصولات مشابه