اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

خاطرات رفیق جینگ بچه ی چلمن (عه!میمون ایده ی منو کش رفتی!)

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

224

شابک

9786001944512

نوبت چاپ

2

تاریخ تجدید چاپ

1400-05-25

سال چاپ

1399

وزن

220

کد محصول

86749

قیمت پشت جلد

350000


مشخصات تکمیلی :

(داستانهای فکاهی مصور،دفترچه خاطرات راولی جفرسون،گروه سنی:ج(10تا11سال))

تاریخ ورود محصول: 1398/10/21

قیمت برای شما: 350000ریال

توضیحات

کتاب خاطرات رفیق جینگ بچه ی چلمن (عه! میمون ایده ی منو کش رفتی!) اثری است از جف کینی به ترجمه سهیلا کمالی و چاپ انتشارات حوض نقره. این کتاب در واقع دفترچه خاطرات رفیق جینگ بچه ی چلمن،گرگ، است او یعنی راولی جفرسون ایده دوستش را کش رفته و با زحمت زیاد این دفترچه را که در آن از گرگ هم زیاد گفته نوشته است. گرگ خیلی از این کار راولی خوشش نیامده و خیال می کند که دوستش از روی او تقلید کرده اما راولی معتقد است که افراد زیادی خاطرات روزانه خود را می نویسند پس به کارش ادامه می دهد ولی به شکلی دیگر…

گزیده ای از کتاب

گرگ پیشنهاد داد به کتاب خانه برویم، چون جای ساکتی است و هیچ کس سر به سرمان نمی گذارد. بنابراین بعد از شام، خانم هفلی با ماشین ما را به کتاب خانه رساند. ما هم یک میز خالی پیدا کردیم تا درس بخوانیم.

کتاب های مان را برداشتیم و من گفتم بهتر است چند تا مسئله ی تمرینی حل کنیم تا بفهمیم کجاها بیش تر مشکل داریم. اما گرگ گفت تا حالا به این بخش نگاه هم نکرده و باید از اول شروع کنیم.

راستش این کار برای من وقت تلف کردن بود، پس به گرگ گفتم او می تواند این بخش را تنهایی بخواند و خودش را به من برساند. اما گرگ گفت من توی درس خواندن رفیق بدی هستم و ما قرار بود همه چیز را با هم بخوانیم.

گفتم: «خب، باشد بیا از اول فصل شروع کنیم و خط به خط بخوانیم.» اما گرگ گفت قبل از این که شروع کنیم باید برای وقت استراحتمان برنامه ریزی کنیم، تا زیاد خسته نشویم.

بعد گفت بهتر است با استراحت شروع کنیم، پس «بزن برویم!» پس استراحت کردیم، هرچند به نظرم فکر خوبی نبود.

حدود ده دقیقه گذشت و من گفتم باید درس بخوانیم، چون این فصل طولانی است و خیلی وقت می برد.

نمی دانم چرا، ولی گرگ دماغش را با انگشت گرفت و حرف های مرا مو به مو تکرار کرد، آن هم با یک لحن مسخره و آزاردهنده. به گرگ گفتم دیگر ادای مرا در نیاورد، ولی حرفم باعث شد بدتر به کارش ادامه بدهد. آخرش تصمیم گرفتم زرنگ باشم و آن فصل از کتاب ریاضی را بلند بخوانم.

مدتی گذشت تا گرگ کلک مرا فهمید و دست از ادا بازی برداشت.

بعد به او گفتم بهتر است هرکدام این فصل را با صدای آهسته بخوانیم، اما گرگ گفت «روش یادگیری» او این طور نیست و باید هرچیزی را تبدیل به بازی و خنده کند تا در ذهنش بماند.

محصولات مشابه