اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

حیات یحیی (2جلدی)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

وزیری

نوع جلد

زرکوب

تعداد صفحات

1014

شابک

9786229992395

نوبت چاپ

1

تاریخ تجدید چاپ

1400-08-01

سال چاپ

1400

وزن

1595

کد محصول

103976

قیمت پشت جلد

2500000


مشخصات تکمیلی :

(تاریخ پهلوی،ایران،1304-1357،قاجاریان،1193-1344ق،انقلاب مشروطه،1324-1327ق،یحیی دولت آبادی،1241-1318)

تاریخ ورود محصول: 1400/03/22

قیمت برای شما: 2500000ریال

توضیحات

کتاب حیات یحیی: (2جلدی)، اثر یحیی دولت آبادی است به چاپ انتشارات باهم.

کتاب حاضر به بیان و تحلیل حوادث تاریخی ایران در دوره مشروطیت پرداخته است. یکی از شخصیت های برجسته فرهنگی-سیاسی در انقلاب مشروطیت، میرزا یحیی دولت آبادی است، که برای نشر فرهنگ و باسواد کردن مردم، تمام حوادث تاریخی آن دوره را بدلیل حضور در بطن تمامی جریانات، با قلم خود در هر رشته ای از حوادث که به آن دست یافته، به نگارش درآورده است. این اثر 2 جلدی  که هرجلدش شامل 2 بخش است: در ابتدا به شرح حال و زندگی میرزا یحیی دولت آبادی پرداخته است و سپس تمام جریانات و حوادث تاریخی را به گوش خواننده می رساند.

 

گزیده ای از کتاب

واقعه ی تازه یی که باز برای من اسباب زحمت فراهم می کند، فتنه ای است که به دست حسین خان ناظم دبستان دانش روی می دهد.

حسین خان که تازه متاهل شده، عیال خود را آزار بسیار می نماید. مکرر او را می زند. جامه هایش را در آتش می سوزاند. و از ارتکاب هر کار بد دریغ نمی دارد. و توقع دارد چون وابسته به من است در کارهای شرارت آمیز او با وی همراهی نمایم. و چون مساعدت مرا با خود نمی بیند بنای مخالفت را می گذارد و بالاخره دبستان را ترک کرده در هر انجمن و بلکه در کوچه و برزن از من بدگویی می نماید. حسین هان هرکجا می نشیند می گوید شبنامه هایی که بر ضد دولت و صدارت  نوشته می شود به دستور فلانی است. به مشیر الدوله وزیر را پیدا کرده و می توانم ثابت نمایم کیست. و چون او را به استنطاق می آورند اندک دلیل هم بر مدعای خود در دست ندارد.

در خلال این احوال ارفع الدوله به تهران می آید که از ملاقات او مشعوف می شوم.

ارفع الدوله مردی با ادب است و رسوم معاشرت را نیکو می داند و از زحمات من در کار معارف عموما، و در کار دبستان خصوصا اظهار مسرت و امتنان می نماید.

حسین خان معلوم الحال به او متوسل شده، از او ناامید گشته است، از این جهت در کمر عداوتی که برای من به میان بسته بود ارفع الدوله را هم شریک می سازد تا با رفقای خود که دشمنان من باشند پیوند کرده، از آنها کمک حالی و مالی می گیرد.

روزی شخصی بر من وارد می شود  که او را نمی شناسم. تقریبا پنجاه ساله به قامت بلند، در لباس نوکری. لهجه اش ترکی، از من سراغ مرا می گیرد می پرسم با او چکار داری؟ می گوید طفلی دارم می خواهم او را به مدرسه ادب بسپارم. آمده از او سفارشنامه یی بگیرم می گویم آن منم.

محصولات مشابه