اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

حکیم عمر خیام:دیدگاه های فلسفی استاد غلامحسین دینانی (معرفت 6)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

208

شابک

9789641216940

نوبت چاپ

1

تاریخ تجدید چاپ

1400-06-14

سال چاپ

1399

وزن

198

کد محصول

102349

قیمت پشت جلد

400000


مشخصات تکمیلی :

(فلسفه اسلامی،تحقیق و گردآور:اسماعیل منصوری لاریجانی)

تاریخ ورود محصول: 1400/02/01

قیمت برای شما: 400000ریال

توضیحات

کتاب حکیم عمر خیام: دیدگاه های فلسفی استاد غلامحسین دینانی است به چاپ انتشارات سروش.

عمر خیام فیلسوف بزرگ و عالی مقام، به دنبال معمای هستی بود، او همیشه به مرگ و حیات بیش از هر مسئله ای دیگر اهمیت می داد و غایت اندیشه ی این فیلسوف بزرگ بود. به گونه ای که تمام افکارش به سمت موضوع مرگ و حیات کشیده می شد. در این کتاب نویسنده به بحث و بررسی نقطه نظرها و دیدگاه های فلسفی نسبت به این حکیم بزرگوار می پردازد. کتاب حاضر برگرفته از آیات و روایات و اشعار، به تحلیل و کندوکاش در زمینه های: رابطه مرگ و حیات، معاد، بعثت، ماه رمضان و… می پردازد.

گزیده ای از کتاب

انسان بالذات موجود مرگ اندیشی است

شاید به نظر برسد که خیام نگاهی منفی دارد، ولی اتفاقا نگاهش منفی نیست. البته مرگ سخت است و هرکسی از مرگ هراس دارد، به همین دلیل است که بسیار پرسیده اند و مسئله اصلی بشر است.

می دانید که درباره مرگ اندیشمندان، حکما و فلاسفه بحث های بسیاری کرده اند. درباره حقیقت مرگ، غیر از اینکه در آیات و بینات قرآن این مسئله به کرات مطرح شده است، من جمله ای از فرموده های حضرت محمد (ص) می خوانم که ببینید چقدر عمیق است. ایشان فرموده است: «و کفی بالموت واعظا». یعنی هیچ پندی، اندرزی، نصیحتی و سخن حکیمانه ای به اندازه حقیقت مرگ نمی تواند برای انسان برانگیزاننده و عبرت آموز باشد. مسئله مرگ، مسئله مهمی است. انسان به طور ذاتی به مرگ می اندیشد؛ و فقط انسان است که در عالم هستی به مرگ می اندیشد. همه موجودات می میرند، ولی به مرگ نمی اندیشند. مرگ مهم است و خیام هم انسان مرگ اندیشی بوده است. بسیاری از رباعیات او را که نگاه می کنیم، درباره بی اعتباری و بی وفایی دنیا و مرگ است.

در کارگه کوزه گری  رفتم دوش                         دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

هریک به زبان حال می گفتندی                    کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش

 

آن وقت ها کارگاه کوزه گری فراوان وجود داشته و در نیشابور هم بوده است، حالا کارگاه کوزه گری کم شده و به صورت فن است، اما آن روزگار کارگاه کوزه گری وجود داشته است. وقتی که او به کارگاه می رود، گوش جان او این صدا را از کوزه ها می شنود که دارنده این رباعی را زمزمه می کنند، ولی این گوش جان خیام است که این صدا را می شنود. شاید همه کس این صدا را نشنود. او با گوش جانش صدای آن گل های کوزه را می شنود که زبان حالشان همین است: «کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش.»

محصولات مشابه