اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

حرف های همسایه (از زبان احساس)

وضعیت: ناموجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

111

شابک

9786226486958

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

128

کد محصول

105138

قیمت پشت جلد

500000


مشخصات تکمیلی :

(نامه های نیما یوشیج،1338-1274)

تاریخ ورود محصول: 1400/04/22

قیمت برای شما: 500000ریال

توضیحات

کتاب حرف های همسایه: اثر نیما یوشیج است به چاپ انتشارات دبیر.

این اثر یکی از بهترین و الهام بخش ترین آثار نیما یوشیج است، که دربردارنده مجموعه ای از یادداشت های او در قالب 71 نامه می باشد. کتاب حاضر شامل افکار و اندیشه های نیما درباره ی شعر و شاعری و راه و روش نوین شعر و عنصرهای اصلی شعر است. نیما این اثر را در فاصله بین سال های 1318 تا 1334 تحت عنوان حرف های همسایه به نگارش درآورده است.

گزیده ای از کتاب

عزیز من!

به نشانی که داده بودید، آن جوان پیش من آمد. شعرهایش را برای من خواند. خیلی زیاد، نزدیک بود سرم بترکد. این قدر فکر نکرد دری که به روی کمتر کسی باز می شود، برای او که باز شد، شاید پیش آمدی باشد که درک فیض کند. یک کلمه نمی خواست بشنود. مثل این که از حرف پر شده بود. از هرچه صحبت به میان آمد، می دانست. رمان ها نوشته، دیوان ها تمام کرده، تحقیقات تاریخی زیاده از حد.

به نظرم آمد این جوان کمی سالم نباشد، حماقتی که جنون باید اسم گذاشت. در آن نه هوشی، نه ذوقی و حسی عالی به کار رفته، بلکه حسد و کینه فرمانفرمای بزرگ آن.

مثل همسایه شما، کلمه یی از من نپرسید و هیچ مشکلی نداشت. معلوم شد آمده بود تا من به وجود چنان هنرمند زبردستی که نخوانده و کارنکرده «رسیده» است، پی ببرم.

انگورهای غوره نشده بسیار است. خطری بالاتر از این برای هنر نیست که آدم کار نکند و به هوش خود اطمینان کرده، نداند.

مساله کار، مساله خرد شدن استخوان است و همه زحمت ها در این است.

به شما گفته بودم رضایت، باید از سنجش کار خود با دیگران فراهم بیاید و در سایر اوقات باز به شما گفته بودم، هرچند همسایه قبول ندارن، من هنوز مشق می کنم. از کوتاه نظرتر آدم ها، که تصور کنید، فکر می کنم که بهره یی بگیرم. زیرا که خوب و بد، آنچه ما را احاطه کرده است، مملو از بهره یی هستند. اگر آن ها کفایت ندارند، شما باید کفایت داشته باشید که از چیزهای بی کفایت، به کفایتی برسید.

در جواب البته هیچ یک از این حرف ها اثر نمی کرد. من از سیمای او دانستم. به این جهت وقتم را تلف نکردم، ولی شما وقت زیادی دارید به او نصیحت کنید. آدمی که عیب خود را نبیند، رو به تکاملی نمی رود. این نردبان است که باید به آن پا گذاشت و امتحان کرد، نه این که چشم خود را بست و دوید.

Array