اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

حرفه من مدیر فیلمبرداری (تجربه فیلمبردارهای تاثیرگذار جهان)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

254

شابک

9786227291797

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

240

کد محصول

105483

قیمت پشت جلد

700000


مشخصات تکمیلی :

(همراه با واژه نامه،نام فیلم ها و...)

تاریخ ورود محصول: 1400/05/03

قیمت برای شما: 700000ریال

توضیحات

کتاب حرفه من مدیر فیلمبرداری: اثر پیتر اتدگوئی است با ترجمه ی نازنین مفخم و محمد آلادپوش و چاپ انتشارات گویا.

فیلمبردار به عنوان نیرویی است که پشت سر شخصیت نامرئی (دوربین فیلمبرداری) در هر فیلمی حضور دارد و بدلیل ارتباط نزدیک با کارگردان از جایگاه و ارزش بالایی برخوردار است و از مهره های اصلی محسوب می شود. از این رو کتاب حاضر به معرفی و مصاحبه با فیلمبرداران مطرح و تاثیر گذار جهان که در جنبش سینمایی تحولی خاص پدید آورده اند، می پردازد. فیلمبردارانی همچون: جک کاردیف، یانوش کافسیکی و… که تمام تجربه های شخصی خود را در اختیار قرار داده اند.

گزیده ای از کتاب

جک کاردیف

هنگامی که مدیر فیلمبرداری شدم، این تجربه، و عشق من به جلوه های نقاشی گونه باعث شد برای دستیابی به اوج واقعگرایی در رنگ تلاش کنم، که پیش از آن در واقع کوششی برای رسیدن به آن انجام نشده بود. مشخصا تحت تاثیر امپرسیونیست ها بودم. به گوگن اشاره می کنم که می گوید اگر می بینید چیزی سبز است، مسخره بازی در نیاورید آن را سبز نقاشی کنید- سبز سبز تا جایی که می توانید. مثلا اگر سوژه ای روی سبزه نشسته بود، انعکاس سبزی روی چهره نقاشی شده ی او دیده می شد: تاثیری غلو شده، اما تاثیری که ریشه در واقعیت دارد. با پیروی از این نمونه، اگر از صحنه ای زیر نور شمع فیلمبرداری کنم که چشم احساس می کند زرد است، از فیلتر زرد استفاده می کنم. در سایه هایم زنگ ایجاد می کنم تا نشان بدهند چه موقع از روز است. ترکیب فیلترهای صورتی و لیمویی می تواند خیلی با ظرافت یادآور سپیده دم، غروب یا طلوع باشد. کلمه پالت به نظر کمی پرتکلف می آید، اما برای هر فیلمی من همیشه دامنه وسیعی از فیلترهای رنگی را به همراه دارم.

در هرحال تفاوت مهم میان یک نقاش- یا یک عکاس- با یک فیلمبردار این است که گرچه مدیر فیلمبرداری می تواند به توسعه رویکرد زیبایی شناسانه یک فیلم کمک کند، اما به اندازه یک تصویر ایستا عنان کار در اختیارش نیست. بازیگرها پیوسته در حرکتند، و همین طور دوربین. همچنین باید در نظر داشت که دوربین همیشه باید در خدمت داستان و شخصیت ها باشد.

فیلمبرداری هرگز نباید جلب توجه کند. اگر بپرسند: «درباره فیلمبرداری اش نظرت چیست؟» و جواب این باشد که «نمی دانم- متوجه آن نبودم»- احساس می کنم که موفق بوده ام. آگاه بودن از حرکات دوربینی که بی تابانه چون دیوانه ای که بخواهد جلب توجه کند به این سو و آن سو می رود، ناراحتم می کند. من حرکت دادن دوربین را از تماشای فیلم های نقاشی متحرک آموختم، جایی که حرکت قاب نسبت به موضوع همیشه بی نقص است.

محصولات مشابه