اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

جیبی پر از سنگ

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

88

شابک

9789647380980

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

102

کد محصول

102723

قیمت پشت جلد

350000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فارسی،قرن14)

تاریخ ورود محصول: 1400/02/13

قیمت برای شما: 350000ریال

توضیحات

کتاب جیبی پر از سنگ، اثر علی عسگری افشار است به چاپ انتشارات کتاب مس.

این اثر که با قلم علی عسگری به نگارش درآمده است، داستان هایی کوتاه و خواندنی را در بردارد که گاه به هم مرتبط و گاه مستقل از یکدیگر هستند. کتاب شخصیت های متفاوتی دارد. داستان پایانی کتاب که نام کتاب از آن گرفته شده است، روایتی از زندگی وولف، رمان نویس انگلیسی، است، که گاهی با جیبی پر از سنگ های شفاف که کنار رودخانه پیدا کرده به آنجا می رود. او روزی به امید برگشت و نوشتن، کاغذ سفیدی روی میز می گذارد و به رودخانه می رود، اما در نهایت جایی در نزدیکی رودخانه پیدا می شود.

گزیده ای از کتاب

امواج، او را فرا می خوانند. سعی می کند تمرکزش را حفظ کند، برای رویارویی نهایی. برای ملاقات با سکوت مطلق یا زمزمه ای نامفهوم. امواج ذهنش هم رو به آرامش می روند. در تعقیب صدایی که هم صدای خود بوده و هم صدایی فراخواننده و در عین حال گریزنده. خیزاب ها دست هایش را می گیرند و آغوش می گشایند. گریز گاهی برای فرار از هیچ. هیچی که مثل اژدهایی دهان باز کرده تا نیروهای رو به ضعف خلاقیت را ببلعد. گردابی مثل گرداب های ذهن، ذهنیت، عینیت می یابد.

می شود تصور کرد که برای لحظه ای، پشیمان شده باشد و دوست داشته برگردد تا این تجربه ی خاص را به روی کاغذ بریزد. باری بر دوش اوراق سفید. این می توانسته سوژه ای برای کتاب بعدی اش باشد. اما دیگر دیر شده. آن مشتی سنگریزه یا چند قلوه سنگ یا یک تکه ی درشت مثل سنگ ترازو، اجازه ی بازگشت نمی دهند.

ترس از نزدیک شدن امواج جنگ و جنون، او را به اقدام جنون آمیز یکسر کننده، سوق داده و بالاخره وسوسه ی آن امواج جان گیر، اسیرش می کنند. صدای امواج رود با صداهای ذهنی در هم تنیده تا ترانه ی واحدی را به وجود آورند. آوای مرگ را، واضح و رسا و ترغیب کننده. زیر پا خالی شده مثل چهارپایه ی زیر پای اعدامی. و ساعت شنی وجود او، آخرین شنش هم ریخته می شود….

سه هفته بعد، وولف را از آب می گیرند. تا نزدیک دریا رفته .لی نرسیده. مرگ، او را سب کرده و شناور شده حتی اگر جسمش حجیم تر شده باشد. از آن ماهی ها نیست که هر وقت از آب بگیری تازه اند. مدت ها بوده که احساس کهولت و کهنگی می کرده. دست و پنجه نرم کردن با حریفی قدرتمند. بی هیچ زینتی. نه الماس و نه یاقوتی. فقط مشتی سنگ. فرسوده و خسته شده اما بالاخره به آخر خط رسیده و آب، آتش آن صداهای مزاحم را خاموش کرده و مثل زورقی بی بادبان شده یا کلکی بی لنگر و تکه چوبی شناور از سر اتفاق، در رود خروشان زندگی.

محصولات مشابه