اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

جوجو مویز 6 (موسیقی شبانه)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

396

شابک

9786226644709

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

371

کد محصول

95953

قیمت پشت جلد

690000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های انگلیسی،قرن 21م،از پرفروش های نیویورک تایمز،برنده جایزه ایندیانا نایت)

تاریخ ورود محصول: 1399/07/28

قیمت برای شما: 690000ریال

توضیحات

کتاب موسیقی شبانه اثر جوجو مویز است به ترجمه مریم تیما و چاپ انتشارات 360 درجه.

این کتاب روایتگر ماجرای زنی به نام ایزابل است که بعد از مرگ همسرش با کوهی از بدهی روبرو می شود. او و دو فرزندش به اجبار خانه شان را ترک می کنند و در خانه ی یکی از بستگان شان ساکن می شوند…

هنگامی که مک کارتی و همسرش لورا متوجه می شوند مرد بداخلاق و بیماری که مدت ها از او پرستاری و نگه داری کرده اند قرار است خانه ی خود را به یکی از بستگان خود بدهد، امیدشان برای صاحب خانه شدن رنگ می بازد.

همسایه ی جدید آن ها زنی است که همسرش را از دست داده و قرار است با دو فرزندش در خانه ای که مک و لارا تمام تلاششان را برای به دست آوردن آن به کار گرفته اند مستقر شود. مک نمی تواند از هدفش که مدت ها برای آن تلاش کرده و در پی دست یافتن به آن سختی های بسیاری را به جان خریده دست بکشد؛ پس نقشه ای طراحی می کند که همه چیز را تحت تاثیر قرار می دهد!

گزیده ای از کتاب

او آن خانه را می خواست. به مت چیزی نگفته بود، نمی خواست نمک به زخمش بپاشد؛ اما احساس می کرد کسی آن خانه را از او دزدیده و به ناحق در آن خانه زندگی می کند. لورا احساساتی نبود، اما از دست دادن آن خانه مانند از دست دادن بچه اش بود و تمام تلاشش را می کرد تا در مقابل زنان دیگر وانمود کند کاری که کرده وظیفه ی انسانی اش بوده است. او برای هر سانت آن خانه نقشه کشیده بود. برای هر اتاق آن بهترین طرح ها را در نظر گرفته بود. طرح هایش زیبا بودند، اما به هر حال آنجا خانه ای نبود که به خاطر از دست دادنش عزاداری کند. امیدی را در دل پرورانده بود که احتمال دارد روزی با خانواده اش آنجا زندگی کند.

لورا آهی کشید و در قوطی رنگ کوچک را بست، به طرح رنگارنگی که روی دیوار زده بود نگاه کرد و به صدای چکش زدن مت گوش داد. چند هفته بود که چکش کاری نکرده بود، بی علاقگی اش به این خاطر بود که ذهنش درگیر چیزهای دیگر بود. امروز صبح چک خانم دلنسی را بهش داد و او با مهربانی گفت: «بهتره قبل از اینکه حساب رو خالی کنن بری نقدش کنی» لورا امیدوار بود که شادابی اش به خاطر شانس موفقیت باشد نه به خاطر فکر و خیال دیگر.

آن زن خیلی بی تجربه و آسیب پذیر بود. هیچ سر رشته و اطلاعی از زندگی در روستا و بازسازی خانه نداشت. حتی بلد نبود چه جوری با مردم حرف بزند. با لباس های عجیب و غریب در اتاق نشیمن لورا مثل ماهی بیرون از آب و آشفته ایستاده بود و وقتی لورا به دیدن او به عمق اشتباه آن زن پی برد، به خودش مسلط شد.

محصولات مشابه