اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

جوجو مویز 4 (کشتی نو عروسان)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

540

شابک

9786226644853

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

497

کد محصول

104296

قیمت پشت جلد

690000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های انگلیسی،قرن 21م،از پرفروش های نیویورک تایمز)

تاریخ ورود محصول: 1400/03/29

قیمت برای شما: 690000ریال

توضیحات

کتاب کشتی نوعروسان: اثر جوجو مویز است با ترجمه ی مریم حسن زاده و چاپ انتشارات 360 درجه.

کتاب حاضر روایتی عاشقانه و هیجان انگیز  از زندگی 4 زن استرالیایی است که هرکدام روحیه و نگرش های متفاوتی دارند و پس از جنگ جهانی دوم همراه با 650 عروس دیگر در یک سفر دریایی راهی انگلستان می شوند. هر 4 زن رازهایی را در درون خود دارند و طی این سفر دریایی دستخوش تغییراتی می شوند که برای بعضی تلخ و برای اکثریت شیرین می باشد. این کتاب از مردان و زنانی حکایت دارد که پس از جنگ جهانی دوم با هم ازدواج کردند و فرصت این را دارند که در کنار هم زندگی شان را آغاز کنند، برخلاف وجود مقررات سخت گیرانه کشتی. سرنوشت مردها و عروس های داخل کشتی به هم گره می خورد و روزگارشان با یکدیگر همسو می شوند.

گزیده ای از کتاب

شرکت کشتی رانی اچ ام اس ویکتوریا نهایت تلاش خود را می کند تا سفر شما به بریتانیا را به سفری لذت بخش مبدل سازد… ضمنا باید به خاطر داشته باشید که در یک کشتی مسافربری نیستید، اما مفتخرید که مسافر یکی از کشتی های اعلی حضرت باشید. زندگی در کشتی باید مطابق با آداب و رسوم و قوانین نظامی باشد.»

مارگارت روی عرشه ی پرواز ایستاده بود، در صف سوم ردیف عروسانی که بعضی هایشان همانطور که به سخنان ناخدا گوش می دادند، با پررویی هرهر می خندیدند. مارگارت با خود فکر کرد ناخدا جوری تکان می خورد که انگار یک نفر آستین هایش را به تنه ی کتش دوخته است.

دریا با درخشش و تلالوی آبی رنگش، بی خطر و آرام بود و عرشه ی کشتی که اندازه ی برابر با یک مزرعه ی دو جریبی داشت، به کندی حرکت می کرد. مارگارت زیرچشمی به امتداد درخشان دریا نگاهی انداخت و ریه هایش را از هوای نمناک پر کرد و اثر مه آلود نسیم دریا بر روی پوستش را احساس کرد. از روز گذشته که لنگر کشتی به آب افتاده و حرکت کرده بودند، این اولین باری بود که از فضا و حس آزادی اش لذت می برد. با خودش تصور می کرد شاید وقتی دیگر نتوانند خشکی را ببینند اندکی بترسد، اما در عوض، حالا از گستره ی بی کران اقیانوس لذت می برد و از روی کنجکاوی- نه ترس- با خود فکر می کرد که در اعماق این اقیانوس چه می گذرد.

در هر گوشه از عرشه، هواپیماها که تصویرشان در گودال های منشوری شکل آب دریا و سوخت منعکس شده بود، به شکل عمودی زنجیر شده بودند، دماغه های آنان که از تمیزی برق می زد، رو به بالا بود گویی که مشتاق پرواز بودند.

محصولات مشابه